ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

311

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

اين خبر به بساسيرى رسيد و سخت بر وى گران آمد و اين كار را منسوب به رئيس الرؤساء نمود و وحشت تجديد گرديد ، بساسيرى استفتايى تهيه نمود و فتواى فقهاء حنفى را به خط آنها بگرفت مبنى بر اينكه عمل شكستن قرابه‌ها ( و جارى كردن شراب ) واجب شمرده نميشود و اين ملك و دارائى مردى نصرانى بوده و جايز نميباشد . و در اين معنى گفتگوها رفت و وحشت از دو جانب بيشتر و مؤكدتر گرديد . رئيس الرؤساء تركهاى بغدادى را دستور به ناسزاگوئى از بساسيرى و نكوهش او داد ، و هر كار شكنى را بوى نسبت داد . تركها نسبت به بساسيرى طمع ورزيدند . و در اين باره زياده بر آنچه رئيس الرؤساء ميخواست ، كار بدرازا كشيد ، تا به روزهاى ماه رمضان كشانده شد ، تركان بدار الخلافه حاضر شدند و از خليفه اجازت خواستند كه بخانهء بساسيرى بروند و خانه‌اش را غارت كنند . به آنها اجارت داده شد ، و قصد همانجا نمودند و غارت كردند و آتش زدند و زنانش و خاندانش و نوابش را سركوبيدند ، و چارپايانش و تمام ما يملك او را در بغداد غارت و تاراج كردند . رئيس الرؤساء در بدگوئى و ذم بساسيرى زبان بگشود و بدگوئى كرد و او را متهم بمكاتبه با المستنصر فرمانرواى مصر نمود و آنچنان به فساد احوال او با خليفه كوشيد و پيشرفت كه ديگر اميدى به اصلاح آن نميرفت . و خليفه پيام به ملك رحيم فرستاد كه بساسيرى را تبعيد كند . و تبعيدش كرد ، و اين اوضاع و احوال از بزرگترين علل تصرف عراق بوسيلهء سلطان طغرل‌بيك و دستگيرى ملك رحيم بود كه بخواست خداى بزرگ بيان آن خواهيم كرد .