ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
301
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
وارد بغداد ميشد ، تركها او را غارت ميكردند . نرخها بالا رفت . خواربار و مواد غذائى ديگر يافته نميشد . خليفه پيام فرستاد و آنان را نهى از آن اعمال كرد ، گوششان به پيام خليفه بدهكار نبود ، خليفه تظاهر كرد كه ميخواهد از بغداد بيرون شود . ناراحت نشدند و بىتفاوتى نشان دادند . اينها همه جريان داشت و بساسيرى از كار آنها ناراضى بود و در دار الخلافه مقيم بود . تا اينكه وزير خود را نماياند آنچه از بستانكارى آنها باقى مانده بود از دارائى خود و ارزيابى چارپايان كه داشت و اموال ديگر بپرداخت . و تركها همچنان در خشم و انحراف بودند . در اين گير و دار آزمندى كردها و اعراب شديدتر از بار اول به حركت درآمد ، و به غارت و قتل بازگشتند و آباديها ويران گرديد و مردمانشان پراكندند . ياران قريش بن بدران از موصل با طمع كارى رو به بغداد سرازير شدند ، چادرنشينى كامل بن محمد بن مسيب را كه خود در « بردان » ميزيست ، زير فشار قرار داده غارت كردند . در آنجا چارپايان و شتران بخانى متعلق به بساسيرى ميچريدند همه را گرفتند و خبر به بغداد رسيد و ترس مردم از عامه و تركها افزون گشت و انحلال كار سلطنت كليه مهم و بزرگ شد . و اين همه زيان خلافكارى است . بيان چيره شدن طغرلبيك بر آذربايجان و غزوه روم در اين سال طغرلبيك بآذربايجان رفت و قصد تبريز كرد . در تبريز امير ابو منصور و هسودان بن محمد روادى حكومت ميكرد . وى از طغرلبيك اطاعت نمود و بنامش خطبه خواند و مالى براى او فرستاد كه او را راضى كرد و فرزند خويش را بعنوان گروگان به دو سپرد . طغرلبيك از آنجا رو به امير ابى الاسوار حكمران « جنزه » نهاد . او نيز طاعتش گردن نهاد و خطبه بنامش خواند و همچنين ساير نواحى كه پيامها فرستادند و بذل طاعت نمودند و خطبه بنام او خواندند . سپاهيان كه ( در خدمت حكمرانان آذربايجان بودند ) انقياد از او را پذيرفتند بلادشان در اختيار آنها بجاى ماند و گروگانها از آنان بگرفت و رو به ارمنيه