ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

30

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

مسلمانان آنها را به غنيمت گرفتند و بسيارى جواهر و زياده بر دويست فيل از آنها گرفتند و پس از آن رد فراريان گرفته پيش رفتند . پادشاه آنها با زخمى كه برداشته بود گريخت و در كار خود متحير ماند . كس نزد يمين الدوله فرستاد و زينهار خواست ، يمين الدوله بوى تأمين نداد مگر آنكه مسلمان بشود و از لشكريانش بيرون از شمار كشت . تروجنبال رفت كه به بيدا به پيوند . يكى از هندوان تنهايش بديد و او را كشت . همين كه پادشاهان هند اوضاع را چنان ديدند . رسولان خود نزد يمين الدوله فرستادند و بذل طاعت و تقبل پرداخت خراج نمودند . يمين الدوله پس از اين رويداد به شهر بارى رفت و آن از محكمترين قلاع در بلاد و نيرومندترين آنها بود ، آنجا را از سكنه خالى و تختگاهها را تهى از مردمان يافت . امر بتخريب آن و ده دژ ديگر كه در حصانت سرآمد بودند كرد و خلق بسيارى از اهالى آنها كشته شدند ، و از آنجا در طلب بيدا شد و به دو رسيد و ديد در كرانه رود فرود آمده و آب پيش روى خود انداخته و زمين را پر از گل و لاى كرده بود ، و در يمين و شمال قرارگاه خود جاده را خشك نگهداشته بود كه از آن راه با كسى كه بخواهد با او جنگ كند پيكار نمايد . شماره سپاهش يكصد و پنجاه و شش هزار سوار رزمجو و يكصد و هشتاد و چهار هزار پياده و چهل و شش فيل بود . يمين الدوله گروهى از لشكريان خود را براى نبرد روانه داشت . بيدا هم متقابلا گروهى گسيل داشت و همچنان هر دو سپاه به آنها مدد ميرسيد تا جمع هر دو حريف كثرت يافت و زد و خورد شدت پيدا كرد ، در اين هنگام شب فرا رسيد و مانع از ادامه نبرد گرديد . همين كه فرداى آن روز يمين الدوله صبحگاهان بپاى خاست . آن دشت را از وجود آنها خالى ديد ، هر گروهى از آنها راهى ، مخالف راه ديگرى پيش گرفته رفته بودند ، خزائن اموال و سلاح را دست نخورده بجاى نهاده و همهء آنها را به غنيمت گرفتند و منهزمين را دنبال كردند و در جنگلها و بيشه زارها به آنها رسيده و بيشترشان را كشته و اسير كردند ، و بيدا يكه و تنها نجات يافت و يمين الدوله پيروزمندانه به غزنه بازگشت .