ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

290

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

و جهت غربى از « اوانا » و « نهر بيطر » را به ابى المهدى بلال بن غريب تسليم نمودند پس از آن قريش بدلجوئى و استمالت از اعراب همت گماشت و كار آنها را اصلاح كرد . و پس از درگذشت عم او قرواش كه در همين روزها بدرود زندگى گفته بود . به امارت او اذعان نمودند . سپس قريش رو به عراق سرازير شد تا آنچه را كه از وى گرفته بودند پس بگيرد . و به « صالحيه » رسيد . و گروهى از ياران خويش را به ناحيه « خطيره » و توابع آن گسيل داشت . و آن گروه آن ناحيه را غارت كرده بازگشتند . در حين مراجعت با كامل بن محمد بن مسيب صاحب خطيره برخوردند و كامل بر آنها بتاخت و بجنگيد ، آنها به قريش پيام فرستادند و گزارش حال خود به او دادند ، قريش با عدهء بسيارى از اعراب و كردها . رو به كامل نهاد . و كامل منهزم گرديد و قريش او را دنبال كرد و لكن بوى دست نيافت . پس قصد چادرهاى بلال بن غريب كرد . آنها را خالى از مردان ديد ، و تاراج كرد . بلال با قريش و همراهانش سخت پيكار كرد و جنگ آوريها نمود . و زخمى شد و منهزم گرديد . قريش با نمايندگان ملك رحيم مكاتبه كرده و بذل طاعت نمود و خواست آنچه كه در تصرف داشته مورد تأييد قرار دهند . و ايشان هم بسبب قدرتمندى او و ضعف خود و اشتغال ملك رحيم در خوزستان ، ناگزير بپذيرفتن خواستهء او شدند . بيان درگذشت قرواش در آغاز رجب اين سال معتمد الدوله ابو المنيع قرواش بن مقلد عقيلى درگذشت . او فرمانرواى موصل و چنان كه پيش از آن گفتيم در قلعهء « جراحيه » از توابع موصل زندانى شده بود . جنازهء او را بموصل حمل كرده و در تل توبه از شهر نينوى در شرق موصل به خاك سپرده شد . او از مردان عرب و خردمندان آنها بود و شعر نيكو ميگفت . از آن جمله است آنچه را كه ابو الحسن على بن باخرزى در « دمية القصر » از وى نقل كرده است . للّه در النائبات فانها * صدأ النفوس و صيقل الاحرار ما كنت الازبرة فطيعنى * سيفا و اطلق شفرتى و غرارى