ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
278
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
چنان كه بخواست خداى بزرگ بيان خواهيم كرد ، منهزم نموده و ملك رحيم اهواز را ترك كرد و بواسط رفت . سپس آنها عطف عنان رو بشيراز نمودند كه امير ابى سعد را از آنجا بيرون برانند و همين كه نزديك به آنجا شدند . ابو سعد با آنها تلاقى كرد و با آنها جنگيد و هزيمتشان داد . آنها به كوهستان قلعه بهندر پناهنده شدند و جنگ و پيكار بين دو گروه تا نيمه شوال بتناوب تكرار شد . گروهى از سپاه ابى سعد پيشتازى كرده و تمام روز را جنگيدند سپس بازگشتند . فرداى آن روز هر دو سپاه جملگى بجنگ پرداختند ، سپاه امير ابى منصور منهزم گرديد و ابا سعد پيروزى يافت ، و گروه بسيارى از سپاهيان حريف كشته شدند و بسيار از آنها زينهار خواسته تسليم شدند و ابو منصور به دژ بهندر رفت و در آنجا پناهنده شد تا دوباره ملك او بوى . چنان كه بخواست خداى بزرگ ياد خواهيم كرد ، بازگشت . و همين كه امير ابى منصور اهواز را ترك كرد خطبه بنام ملك رحيم اعاده شد و سپاهيانى كه در آنجا اقامت داشتند پيام فرستاده او را نزد خود خواستند و دعوت كردند . بيان هزيمت ملك رحيم در اهواز چون امير ابى منصور و هزار اسب و همراهانش از منزلگاه خود نزديك تستر ، چنان كه بيان كرديم ، منصرف شدند و به ايذج رهسپار شده و در آنجا اقامت گزيدند . آنان از ملك رحيم بيمناك و خويشتن را در ايستادگى در برابر او ضعيف ديدند ، پس در اين باره اتفاق رأى پيدا كردند كه به سلطان طغرلبيك نامه بنويسند ، و نوشتند و اظهار اطاعت از وى كردند و درخواست يارى از او نمودند ، طغرلبيك كه در آن هنگام از كار تصرف اصفهان فراغ بال پيدا كرده بود ، درخواست آنان پذيرفت و سپاهى انبوه بمدد كارى آنها گسيل داشت . ملك رحيم از اين امر آگاه شد . در آن موقع بسيارى از لشكريانش از وى جدا شده بودند از جمله : بساسيرى و نور الدوله دبيس بن مزيد و عربها و كردها بودند