ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
27
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
همراهانش شكست خورده منهزم شدند و ابن سهلان اموال آنها را غارت كرد ولى اهل حرم و زنانشان را مصون از تعرض نگاه داشت و همين كه به چادر خويش فرود آمد گفت : هم اكنون مادرم مرا بزاد . و بمهارش و مضر و خاندان آنها زينهار داد . و ميان آنها و طراد جزيره را بمشاركت داد و آنها را شريك يك ديگر نمود و از آنجا كوچيد . سلطان الدوله كارهاى او را پسنده نكرد . و به واسط رسيد در حالى كه فتنه و آشوب در آنجا برپا بود ، كار آنجا را اصلاح نموده و گروهى از اهالى آن را كشت . در اين حال از بغداد خبر تشديد فتنه و آشوب در آنجا بوى رسيد ، پس ببغداد رفت . و در اواخر ماه ربيع الاخر وارد بغداد شد ، عياران از آنجا گريختند ، و گروهى از عباسيان و عيره را نفى بلد كرد ، و ابا عبد إله بن نعمان فقيه شيعه را تبعيد كرد و ديلميان را در كرخ و باب البصره فرود آورد . پيش از اين چنان امرى صورت نگرفته بود ، و آنها از تبهكارى و فساد كارها كردند كه بمانند آن ديده نشده بود . از جمله تبهكاريهاى آنان اينكه مردى منزوى از ترس آنها در خانهاش به بست همين كه روز اول ماه رمضان فرا رسيد وى براى حاجتى از خانهاش بدر آمد ، آنها در حالى بس خراب در ميگسارى و فساد نگريست . خواست بخانهاش برگردد ، سر راه بر او گرفتند و او را به اكراه و جبراً بخانهاى كه خود در آن ساكن بودند داخل كردند و او را ملزم نمودند خمر بنوشد . امتناع كرد . پس قهراً خمر بحلقش ريختند و به او گفتند برخيز با آن زن زنا كن . وى از اين كار سرپيچى كرد . او را جبراً وادار كردند چنان كند ، او با آن زن به اطاقى كه در آن خانه بود رفت . و درمهائى چند بوى داد و گفت : امروز اول ماه رمضانست و معصيت در اين روز گناهش دو برابر است و دوستدارم به آنها اطلاع بدهى آنچه گفتهاند انجام دادهام . آن زن بوى گفت : بخششى و عزتى در اين امر وجود ندارد تو ميخواهى دين خود را از زنا كارى حفظ كنى و من ميخواهم امانت خويش از دروغگوئى در اين شهر مصون نگاه دارم .