ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

257

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

( 441 ) سال چهار صد و چهل و يك بيان ظهور اختلاف ميان قرواش و برادرش ابى كامل و صلح آنها در اين سال اختلاف ميان معتمد الدوله قرواش و برادرش زعيم الدوله ابى كامل چنان كه پيش از ياد كرديم ، منتهى بجنگ و ستيز بين آنان گرديد و همين كه اختلاف شدت يافت . و فساد امر به جائى كشيده شد كه اصلاحش امكان‌پذير نمىنمود . هر يك براى جنگ با ديگرى گروهى گرد آوردند . در محرم قرواش حركت كرد و از دجله رو به نواحى « بمد » گذشت . سليمان بن نصر الدوله بن مروان و ابو الحسن بن عيسكان حميدى و غيرهما از كردها به او پيوستند و رو به « معلشايا » نهادند شهر را خراب و غارت كرده و در مغيثه فرود آمدند . از آن سوى ابو كامل با همراهانش از اعراب و خاندان مسيب در دشت سرسبز باينشا فرود آمدند و ميان دو گروه حدود يك فرسنگ فاصله بود و روز شنبهء دوازدهم محرم جنگ را آغاز كردند و بىآنكه پيروزى نصيب يكى از دو گروه شود ، از يك ديگر جدا شدند . و بهمچنين روز يكشنبه را بجنگ پرداختند . سليمان بن مروان خود را با افرادى كه بهمراه داشت آلوده بجنگ نكرد و در جناح خود قرار داشت ، ابو الحسن حميدى هم با وى موافقت كرد و از قرواش كناره گرفتند و رفتند و گروهى از اعراب هم قرواش را ترك كردند و رو به برادرش آوردند . كار قرواش به ضعف گرائيد و در چادر خود بماند و جز عدهء كمى كسى با وى نبود . اعراب از همراهان ابى كامل سوار شدند كه قصد او كنند . وى از آنها جلوگيرى كرد . بامداد روز دوشنبه بعضيها شتاب‌زدگى كردند ، و برخى از اعراب همراهان قرواش را غارت نمودند . ابو كامل نزد قرواش رفت و با وى جمع شد و او را بچادر