ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

253

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

رفت ، فرداى آن روز نيز تا شامگاه جنگيدند و ثمال باز هم پايدارى كرد و همچنين روز سوم و همين كه مصريان پايدارى ثمال را بديدند در شگفت شدند . چون گمان ميكردند هيچكس را ياراى ايستادگى در برابر آنها نيست و از اين رو از آن شهر بازگشتند ، و در آن شب اتفاق چنين افتاد كه بارانى شديد كه چنو بارانى ديده نشده بود بباريد ، آب بالا آمد و باردوگاه مصريان سيل آسا نفوذ كرد ، و نزديك به دو قامت آب بالا آمده بود كه هر گاه از آنجا نرفته بودند غرق ميشدند ، و سپس از حلب بارتفاعات شام كوچيدند . بيان اختلاف ميان قرواش و كردهاى حميديه و هذبانيه در اين سال ميان قرواش و كردهاى حميديه و هذبانيه اختلاف پيدا شد . كردهاى حميديه تعدادى قلاع داشتند كه در جوار موصل واقع شده بود از جمله عقر و آنچه نزديك بدان بود و كردهاى هذبانيه قلعهء اربل و توابع آن را داشتند . در آن زمان صاحب عقر ابا الحسن بن عيسكان حميدى و صاحب اربل ابا الحسن بن موسك هذبانى بودند . ابن موسك را برادرى بنام ابو على بن موسك بود كردهاى حميدى او را يارى كردند كه اربل را از برادرش ابى الحسن بگيرد ، و او اربل را گرفت و متصرف شد و صاحبش ابا الحسن را اسير كرد . در آن موقع قرواش و برادرش زعيم الدوله ابو كامل در بغداد مشغول بودند و همين كه بموصل بازگشتند از آن پيش آمد خشمگين شدند و لكن خشم خود آشكارا نساختند و قرواش پيام فرستاد و از كردهاى حميدى و هذبانى يارى خواست كه عليه نصر الدوله بن مروان به او مدد رسانند . ابو الحسن حميدى شخصا به يارى قرواش رفت و اما ابو على هذبانى برادرش را روانه كرد . قرواش و نصر الدوله با يك ديگر آشتى كردند آنگاه قرواش ابى الحسن حميدى را دستگير كرد ، سپس با وى سازش كرد كه آزادش كند با شرط اينكه ابى الحسن هذبانى كه صاحب اربل بوده آزاد نمايد و اربل را از برادر او ابى على بگيرد و تسليم او كند و چنانچه ابو على امتناع ورزيد پس قرواش او را يارى خواهد كرد . ابى الحسن حميدى موافقت كرد و خانواده و فرزندان خويش