ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
243
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
و سعدى از آن گير و دار ، با جان بلب رسيدن نجات يافت ، و غزها « دسكره » و « باجسرى » و هارونيه و قصر شاپور و تمام آباديهاى آن ناحيه را بباد غارت گرفتند . خبر به بغداد رسيد كه ابراهيم ينال به قصد بغداد حركت كرده است مردم از بيم به خود لرزيدند . امراء و فرماندهان نزد امير ابى منصور بن ابى كاليجار گرد آمدند ، كه همه با هم جمع آمده و رو به ينال رفته از وى جلو بگيرند و در اين امر متفق شدند ، و لكن جز چادرهاى امير ابى منصور و وزير و عدهء كمى كه بيرون زده شده بقيه تأخير كردند و تخلف نمودند ، از مردم نواحى غارت شده گروه زيادى به هلاكت رسيدند گروهى كشته شدند و گروهى هم غرق و جمعى را هم سرماى هوا كشت . سعدى ( به حال انهزام ) به ديالى رسيد ، سپس از آنجا نزد ابى الاغر دبيس بن مزيد رفته و نزد او اقامت گزيد . از آن سوى ابراهيم ينال به سيروان روى نهاد ، و قلعهء آن را محاصره كرد و محصورين در قلعه را در تنگنا قرار داد ، و شبانه گروهى را اعزام كرد كه بلاد را تاراج نمودند و به ناحيتى رسيدند كه ميان آنجا با تكريت ده فرسنگ فاصله مسافت بود ، و از راه خراسان گروه زيادى از مردم وارد بغداد شدند و بيان احوال خود نمودند آنچنان كه اشك از ديدگان جارى شد ، محصورين در قلعه سيروان ، پس از آنكه مستحفظ آن براى خود و مال خود تضمين امنيت تحصيل كرد آن را تسليم ينال نمود ، و بنال از بقاياى آنچه سعدى در آنجا بجاى گذاشته و چيز بسيارى بود ، از مستحفظ قلعه بگرفت ، همين كه آنجا را گشود ، سركردهء بزرگى از ياران خود كه « سخت كمان » ناميده ميشد ، بحكومت آنجا گمارد و خود به حلوان و از آنجا بهمدان رفت در حالى كه بدر و مالك مهلهل بهمراهش بوده و ينال آنها را گرامى داشته بود . ديگر اينكه صاحب قلعهء سرماج كه از فرزندان بدر بن حسنويه بود درگذشت و پس از درگذشت او قلعه تسليم ابراهيم ينال شد ابراهيم ينال وزير خود را به شهرزور گسيل داشت و مهلهل از آنجا بدور دستها گريخت ، سپس احمد ( سركردهء سپاهى كه قبلا نام برديم و از منسوبين ينال بود ) در دامنهء قلعهء تيران شاه فرود آمد و آنجا را محاصره كرد ، و چندين نقب به درون آن دژ حفر كرد ، از آن سوى مهلهل