ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

237

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

ينال پيوستند و با وجود آنها نيرو يافت و ينال سعدى را گرامى داشت و گروهى از غزها بگروه سعدى منضم شدند و رو به حلوان نهادند و سعدى آنجا را تصرف كرد و در ماه ربيع الاول در آنجا بنام ينال خطبه خواند و روزى چند در آنجا اقامت گزيد و سپس به ماهيدشت برگشت . از آن سوى عموى او مهلهل به حلوان رفت و آنجا را تصرف كرد و خطبه بنام ينال را قطع نمود . همين كه سعدى آگاه از آن رويداد شد رو به حلوان نهاد . عموى او مهلهل حلوان را ترك كرده و بناحيه بلوطه رفت و سعدى حلوان را دوباره گرفت و از آنجا رو به عموى ديگر خويش سرخاب نهاده او را سخت تحت فشار قرار داد و آنچه سرخاب داشت غارت كرد و گروهى از همراهان خويش را به « بند - ينجين » روانه كرد و آنها آنجا را گرفتند و نمايندهء سرخاب را دستگير كردند و پاره‌اى از آن ناحيه را تاراج نمودند و سرخاب از آنجا فرار كرد . و به قلعه « دزديلويه » رفت و در آن دژ پناهنده شد . پس از آن سعدى به قرميسين رفت . عم او مهلهل فرزند خود بدر را به حلوان گسيل داشت و آنجا را بگرفت . سعدى گروه بيشترى را گرد آورد و به حلوان برگشت . همه كسانى كه از هواخواهان مهلهل عم او بودند ، حلوان را ترك كردند . مگر كسانى كه در دژ آنجا قرار داشتند . سعدى حلوان را تصرف نمود و بسيارى از غزها با او همراه شدند . و باتفاق آنها رو به مهلهل عموى خود نهاد . و در حلوان پادگانى گذاشت كه شهر را حفظ كنند . همين كه مهلهل از نزديك شدن او آگاه شد . از پيش روى او گريخته و به دژ تيران شاه نزديك به شهر زور رفت و در آنجا پناهنده شد . غزها بسيارى از آن نواحى و مواشى را تصرف نموده و مقدار زيادى اموال و چارپايان را به غنيمت گرفتند . همين كه سعدى تحصن عم خود را در آن دژ بديد . از كسانى كه در دژ حلوان قرار داشتند بترسيد و به قصد محاصرهء آن دژ به حلوان برگشت . و آنجا را محاصره كرد كسانى كه در قلعه قرارگاه داشتند و از هواخواهان عم او مهلهل بودند به سختى با او بجنگيدند . غزها حلوان را تاراج كردند . و دست بكشتار و هتك نواميس و اعراض مردم دراز نمودند . و مساكن مردم را به آتش كشيدند ، و مردم حلوان پراكنده شدند