ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

230

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

و دبيس بن مزيد در بلاد خويش و نصر الدوله بن مروان در ديار بكر بنام او خطبه خواندند و خليفه او را بلقب محيى الدين ملقب ساخت و ابى كاليجار با يكصد سوار از ياران خويش به جهت اينكه تركان از وى نترسند روانهء بغداد شد . همين كه به نعمانيه رسيد . دبيس بن مزيد ، ديدارش نمود و ابو كاليجار مشهدين را در كوفه و كربلا زيارت كرد و در ماه رمضان وارد بغداد شد . وزيرش ذو السعادات ابو الفرج محمد بن جعفر بن محمد بن فسانجس همراهش بود . خليفه القائم بامر اللّه به او وعده كرده بود ، پيشوازش كند ولى از اين كار مستعفى گرديد و عميد الدوله ابا سعد بن عبد الرحيم و برادرش كمال الملك دو وزير جلال الدوله را از بغداد بيرون راند . ابو سعد به تكريت رفت . هنگام ورود ابى كاليجار شهر بغداد را به پيراستند ( چراغانى كردند ) و فرمان داد به سركردگان لشكريان خلعت داده شود و آنان عبارت بودند از : بساسيرى و تشاوورى و همام ابو اللقاء و از جانب گماشتگان در عرض تقديم مرسوم به بعضى از سپاه تأخير گرديد . پاره‌اى از آنها - ( سپاهيان ) - سر بتمرد برداشته و يكى از آن گماشتگان را پيش روى پادشاه ابى كاليجار بكشتند . ابى كاليجار در سميريه در كنكور فرود آمد . و از بيم آنكه مبادا در هيبت و هيمنه پادشاهى شكافى بوجود آيد ، بازگشته و در « فم الصلح » آمد . در رمضان اين سال ابو القاسم على بن احمد جرجرائى وزير دو خليفه الظاهر و المستنصر ( علوى ) درگذشت . وى مردى با كفايت و شهامت و امانت بود و پس از فوتش المستنصر باللّه بر وى نماز گذارد . بيان پاره‌اى از رويدادها در اين سال امير ابو كاليجار گرشاسب بن علاء الدوله از دژ كنگاور فرود آمده و قصد همدان نمود و آنجا را تصرف كرد و نمايندگان سلطان طغرل‌بيك را از همدان راند و بنام پادشاه ابى كاليجار خطبه خواند . در اين سال پادشاه ابى كاليجار فرمان به بناى باروى شهر شيراز صادر كرد