ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
228
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
را كه با شمشير امير المؤمنين كه بس بلند است ، ميگشايد . براى المعز شمشير و اسبى و پرچمهائى از راه قسطنطنيه ، فرستاد . اينها روز جمعه رسيدند و وارد مسجد جامع نمودند هنگامى كه خطيب ابن « فاكاة » بر منبر بود . و خطبه دوم را آغاز كرده بود . پرچمهاى ارسالى را به مسجد آوردند . ابن فاكاة خطيب گفت : اين پرچمهاى شكرگذارى است كه شما را گرد هم آورد ، و اين معز الدين است كه شما را ميشنواند . و براى خود و شما از خدا آمرزش همى خواهم . و خطبه بنام علويان ، از آن هنگام قطع و پرچمهاى آنها سوزانده شد . بيان پارهاى از رويدادها در اين سال ميان ابن هيثم ، صاحب بطيحه . و سپاهيان غز و ديلم ، جنگ و ستيزى رويداد و جامده و غيرها به آتش كشانده شد و سپاه بنام پادشاه ابى كاليجار خطبه خواند . در اين سال ، خليفه القائم بامر اللّه ، اقضى القضاة ابا الحسن على بن محمد بن حبيب مارودى ، فقيه شافعى را به رسالت نزد ، سلطان طغرلبيك ، پيش از درگذشت جلال الدوله ، روانه داشت و از سلطان طغرلبيك خواست كه ميان پادشاه جلال الدوله و ابى كاليجار صلح برقرار سازد . مارودى بدان صوب روانه شد و طغرلبيك در گرگان بود . طغرلبيك در چهار فرسخى باحترام رسالت خليفه از وى پيشواز و او را ديدار كرد . مارودى بسال چهار صد و سى و شش بازگشت و به القائم طاعت طغرلبيك را نسبت بخليفه و تعظيم به او امر و ايستادن در پيشگاه او را اطلاع داد . و هم در اين سال عبد اللّه بن احمد بن عثمان بن فرج بن ازهرى . ابو القاسم « ابن ابى الفتح ازهرى » صيرفى معروف به ابن السوارى درگذشت و شيخ الخطباء ابى بكر كه در حديث سمت پيشوائى داشت و از شاگردان خطيب بغدادى بود ، درگذشت .