ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

216

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

طغرل‌بيك رسولى نزد كوكتاش و بوقا و غيرهما از امراى غز گسيل داشت كه خروج آنها را پيش از اين گفته بوديم و به آنها نويد داد و دعوتشان نمود كه به خدمت او بروند پيك طغرل چون به آنها رسيد و رسالت خود انجام داد ، آنان رو بوى نهادند و بر كرانه رودخانه‌اى از نواحى زنجان فرود آمدند ، در آنجا پيك طغرل را بازگرداندند و به طغرل‌بيك پيام فرستادند و به او گفتند ، به طغرل‌بيك : بگو كه ما مقصود تو را دانستيم و تو ميخواهى ما را جمع كنى و يك جا دستگير نمائى ، ترس از تو ما را از تو دور كرد و ما در اينجا فرود آمده‌ايم و اگر در طلب ما برخاستى قصد خراسان و يا روم خواهيم و ابدا با تو در يك جا جمع نميشويم . طغرل‌بيك به پادشاه ديلم پيكى روانه داشت و او را دعوت به طاعت خويش نمود و مالى از او خواست ، پادشاه ديلم خواست او را اجابت كرد و مال و هدايائى براى او فرستاد و نيز پيكى بسوى سالار طرم فرستاد و وى را دعوت به خدمت خود كرد و از وى خواست كه دويست هزار دينار براى او بفرستند . سرانجام قرار بر طاعت سالار و پرداخت مالى از جانب او گرديد . طغرل گروهى از چابك سواران شبگرد باصفهان روانه داشت ، در اصفهان ابو منصور فرامرز بن علاء الدوله حكومت داشت . چابك سواران اعزامى آباديهاى اصفهان را مورد تاخت و تاز قرار داده و سالم بازگشتند . طغرل‌بيك از رى به قصد اصفهان بيرون شد و چنين وانمود كرد كه ميخواهد اصفهان را بگيرد . فرامرز با او مكاتبه كرد ، و با پرداخت مالى سازش كردند ، و طغرل از آنجا بازگشته رو به همدان نهاد و آنجا را از صاحبش گرشاسب بن علاء الدوله بگرفت . گرشاسب زمانى كه طغرل در رى بود ، بهمدان برگشته بود و يك بار هم طغرل با وى مكاتبه كرده بود ، و باتفاق يك ديگر از رى به ابهر و زنجان رفتند ، و همدان را از او گرفت و ياران گرشاسب پراكندند . طغرل‌بيك از گرشاسب تسليم در كنگاور را بخواست . وى پيكى نزد دژبانان آنجا فرستاد و امر به تسليم آن به طغرل‌بيك نمود و آنها اين كار را نكردند و به رسولان طغرل‌بيك گفتند : به سرور خود بگو ، به خدا سوگند كه هر گاه اينجا را تكه تكه كنى ما آن را تسليم تو نخواهيم كرد . طغرل‌بيك به گرشاسب گفت : امتناع آنها از تسليم جز بامر و رأى تو نبوده است