ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

212

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

در آن گير و دار ، التونتاش زخمى شده بود و چون بخوارزم بازگشت بيمار شد و درگذشت و سه پسر از خود بجاى گذاشت : هارون ، رشيد و اسماعيل ، و همين كه درگذشت وزير او ابو نصر احمد بن محمد بن عبد الصمد ، زمام كارها قبضه و ضبط بلد و حفظ خزائن و غيرها نمود و مسعود را آگاه ساخت . مسعود ، فرزند ارشد التونتاش هارون را كه نزد مسعود ميزيست . بحكمرانى خوارزم منصوب كرد و او را روانه آنجا كرد . اتفاق چنين رويداد كه در آن اثناء ميمندى وزير مسعود درگذشت . مسعود ابا نصر بن محمد بن عبد الصمد را از خوارزم بخواست و او را وزير خويش كرد . ابو نصر فرزند خود عبد الجبار را نزد هارون گذاشت و او را وزير كرد و نزد مسعود رفت . ميان هارون و عبد الجبار تنافرى بوجود آمد كه در دل هارون ريشه پيدا كرد و ياران هارون دستگيرى عبد الجبار و عصيان ورزيدن بر مسعود را بنظرش مستحسن وانمود كردند و هارون در رمضان سال چهار صد و بيست و پنج ، عصيان آشكارا كرد و ميخواست عبد الجبار را بكشد ، وى خود را از نظر او پنهان ساخت . دشمنان پدر عبد الجبار بملك مسعود گفتند كه ابا نصر با هارون دربارهء عصيان بر او توطئه كرد . و پنهان شدن فرزندش ( عبد الجبار ) هم نيرنگى بيش نيست . مسعود متوحش گرديد ولى ابراز آن نكرد . مسعود تصميم گرفت از غزنه به خوارزم برود و از غزنه عزيمت نمود و آن موقع فصل زمستان بود . و نتوانست قصد خوارزم كند ، پس به گرگان در طلب انوشروان بن منوچهر شد تا در ازاء آنچه بهنگام اشتغال او در جنگ با ينالتكين در هند كرده با وى مقابله كند . موقعى كه مسعود در گرگان بود نامهء عبد الجبار بن ابى نصر دربارهء كشته شدن هارون به دستش رسيد و خبر داده بود كه بلاد به طاعت او بازگشته‌اند . عبد الجبار در ابتداى مخفى شدن و استتار خويش براى قتل هارون فعاليت ميكرد و گروهى بر وى گمارد كه او را بكشند . و هارون را بهنگام بيرون شدن براى شكار همان گماشتگان نامبرده شده كشتند . و عبد الجبار بيدرنگ بحفظ شهر اقدام كرد . همين كه مسعود از محتواى نامه عبد الجبار آگاه شد ، بدانست كسانى كه