ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

21

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

منهزمش نمود . اين واقعه زمانى رويداد كه هنوز پدرشان زنده بود . پس از آن هارون بغراخان بن يوسف قدرخان و طغرل قراخان ، قصد شمس الملك نمودند . طفغاج بر سرزمينهاى آنها استيلاء يافته بود و نزديك به سمرقند رسيدند ولى بر شمس الملك ظفرياب نشدند و با وى آشتى كرده بازگشتند و آباديهاى همه ، پيرامون جيحون از آن شمس الملك گرديد و آباديهاى « خاهر » در دست آن دو بجاى ماند و مرز ميان آنان خجنده بود . سلطان الب ارسلان دختر قدرخان به زنى گرفته بود . پيش از آن نزد مسعود ابن محمود بن سبكتكين بود ، و شمس الملك دختر الب ارسلان را تزويج نمود . و دختر عموى خود عيسى خان را به سلطان ملكشاه تزويج كرد و همين بانو است كه خاتون جلاليه مادر ملك محمود است كه بعد از پدرش بپادشاهى نشست . اخبار آن بخواست خداى بزرگ ياد خواهيم كرد . پس از آن ميان الب ارسلان و شمس الملك اختلاف پديد گرديد . اين را هم در بيان رويدادهاى سال چهار صد و شصت و پنج ياد خواهيم نمود . هنگام كشته شدن الب ارسلان بعد از آن شمس الملك درگذشت . و برادرش خضرخان جاى او را گرفت . خضرخان هم چون فوت كرد فرزندش احمد خان زمام امور را قبضه كرد و هموست كه ملكشاه دستگيرش نمود و بعد آزادش كرد و به ولايتش بازگرداند . اين واقعه در سال هشتاد و پنج ( بعد از چهار صد ) كه در رويدادهاى همان سال بخواست خداى بزرگ بيان خواهيم كرد ، رخ داد . پس از آزادى و بازگرداندن احمدخان بملك خودش سپاه او به روى شوريد و او را كشتند و بعد از وى محمودخان فرمانروا گرديد و نياى او از پادشاهان خودشان بود . محمودخان كر بود ، طغان خان بن قراخان ، فرمانرواى « طراز » قصد وى كرد و او را كشت و بر كشورش چيره گرديد ، و ابا المعالى محمد بن زيد علوى بغدادى را در سمرقند به نيابت تعيين كرد وى سه سال در سمرقند بود و سپس عليه طغان خان عصيان ورزيد ، طغان خان وى را محاصره كرد و دستگير نمود و كشت و با او خلق بسيارى كشته شدند .