ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
208
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
امريه را اجراء نكرد و از او دچار وحشت شدند ، جرجرائى حاجب دزبرى و غيره را گمارد كه عليه او بمخالفت اقدام كنند . ديگر اينكه گروهى از لشكريان بمصر رفتند و از دزبرى به جرجرائى شكايت كردند ، وزير آنها را از سوء نيت او نسبت به خودش آگاه كرد و آنان را بدمشق باز - گرداند و دستور داد كه سپاهيان را بر وى بشورانند و آنها در بازگشتن از مصر بدمشق همين كار را كردند . دزبرى جريان امر را احساس كرد . و آنچه در دل داشت آشكارا كرد و نمايندهء جرجرائى را نزد خود خواند و دستور داد به او توهين كرده او را بزنند ، سپس به گروهى از سپاهيان كه ملازم خدمت او بودند ارزاقشان بداد و از دادن معاش بقيه جلوگيرى كرد ، و اين عمل او اسباب برانگيخته شدن محرومان از معاش گرديد و با آنچه كه از مصر به آنها نوشته شده بود ، آزمندىشان نيرو يافت . و بر وى شوريدند ، و قصد كاخ دزبرى كردند دزبرى خود در خارج از شهر بود . مردم عامه هم دنبال آن سپاهيان شورشى راه افتادند كه تاراج كنند ، و سپاهيان شورشى جنگيدند ، دزبرى ضعف و زبونى خود را بدانست و مكان خود را ترك نمود ، و چهل تن از غلامان و آنچه ميتوانست از چهار پايان و اثاث برداشت و با خود برد ، بقيه تاراج شد . وى از آنجا به بعلبك رفت پاسداران آنجا از ورود او جلوگيرى كردند و آنچه هم كه توانستند از اموال او بربايند ربودند ، گروهى از افراد سپاهى بدنبال دزدى و همراهانش به راه افتاده و آنچه ميتوانستند از مال او تاراج ميكردند . دزبرى از بعلبك به شهر حماة رفت ، در آنجا هم مردم از ورودش به شهر جلوگيرى كردند و جنگيدند ، وى به مقلد بن منقذ كنانى الكفر طائى نامه نوشت و او را بخواست . مقلد پذيرفت و با دو هزار مرد از كفر طاب و غيرها نزد او رفت و دزبرى در حمايت انجمع به حلب رفت و وارد آنجا شد و مدتى اقامت كرد و در نيمهء جمادى الاولى در اين سال درگذشت . همين كه وى درگذشت ، امور در بلاد شام به تباهى كشيد و شيرازهء كارها گسيخته شد ، و اعراب طمع كردند و از نواحى سر برآوردند . حسان بن مفرج طائى در فلسطين و