ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
205
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
و در خورد و خوراك باندازهء قوت لا يموت اكتفاء كند . و چون مورد اعتماد پادشاه قرار گرفت . و در مراسم قربان در شب عيد حضور پيدا كرد ، زهرى بوى بنوشاند . راهب اين كار را كرد . همين كه شب عيد فرا رسيد نقفور با فرزندانش حركت كرده به قسطنطنيه رسيدند ، در همان روز كه شمشقيق ( بنا به آنچه كه گفته شد ) درگذشت . پس از او فرزند نقفور بسيل بپادشاهى رسيد ، و چون صغير بود ، نقفور خود تدبير امور مملكت ميكرد . بسيل همين كه بزرگ شد قصد بلغارستان كرد در بلغارستان بود كه نقفور درگذشت خبر فوت او به بسيل رسيد بيكى از خادمان خود دستور داد كه در غياب او كار ملك را تمشيت دهد . جنگ او در بلغار چهل سال دوام پيدا كرد . بلغاريها بر او پيروز شدند . و به حال انهزام بازگشت و در قسطنطنيه اقامت كرد و شروع به تجهيزات براى بازگشت به بلغار نمود و دوباره به آنجا رفت و بر بلغارها پيروز گرديد و پادشاه آنها را كشت و خانواده و فرزندانش را اسير كرد و اهالى آنجا را به روم كوچاند و گروهى از روميان را در بلغارستان اسكان نمود . اين بلغارها غير از گروهى از آنهاست كه مسلمان شدند زيرا اينها به كشور روم نزديكتر و از مسلمانان حدود دو ماه ( راه ) دور هستند و هر دوى آنها را بلغارى مينامند . بسيل مردى دادگر و نيكرفتار بود پادشاهى او هفتاد و اندى سال دوام كرد ، و سپس درگذشت و پسرى از خود بجاى نگذاشت و پس از او برادرش قسطنطين پادشاه شد و بماند تا اينكه او هم درگذشت و غير از سه دختر ، فرزند پسرى پشت سر نگذاشت خواهر بزرگتر پادشاه ( ملكه ) شد و با ارمانوس ازدواج كرد كه از اقارب پادشاه بود ، و مدتى هم او پادشاهى كرد و همو بود كه رها را از مسلمين گرفت و متصرف شد . ارمانوس پيش از پادشاهى مصاحبى داشت كه بوى خدمت ميكرد و فرزند يكى از صرافان و نامش ميخائيل بود ، همين كه بپادشاهى رسيد ، او را در داخلهء خانه خود همه كاره كرد . همسر قسطنطين متمايل به او شد و هر دوى آنها براى كشتن قسطنطين دسيسه كردند ارمانوس مريض شد ، او را بگرمابه برده آن هم با اكراه و در آنجا خفهاش كردند و سپس چنين وانمود ساختند كه در گرمابه مرد . همسر قسطنطين با نارضايتى روميان با