ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

200

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

بيرونشان كرد و به سرپرست انطاكيه پيام فرستاد و دستور داد تجار مسلمان را از انطاكيه بيرون براند . وى نسبت به پيك اعزامى خشونت بخرج داد و ميخواست او را بكشد ، سپس او را ترك كرد . الناظر در حلب جريان امر را براى دزبرى گزارش و او را آگاه از آن احوال كرد و خبر داد كه روميان تجهيزات ميكنند به قصد ( هجوم ) بر بلاد . دزبرى لشكرى مجهز نمود و خود بسركردگى آنها حركت كرد و اتفاق چنين رويداد كه لشكرى هم از روميان به همان قصد بيرون شده بودند و فريقين بين شهر حماة و افاميه با يك ديگر تلاقى كردند و جنگ ميان آنها شدت پيدا كرد و خداوند پيروزى نصيب مسلمانان نمود و كافران دچار مذلت شدند و منهزم گرديدند و گروه بسيارى از آنان كشته شد و پسر عم پادشاه ( روم ) اسير شد . مالى فراوان بعنوان فديه و آزادى گروه بسيارى از اسراى مسلمان و تعهد از تجاوز و آزار از آن ببعد نمودند و آزادى پسر عم پادشاه بازخريدند . بيان اختلاف ميان المعز و بنى حماد در اين سال فرزندان حماد با معز بن باديس ، فرمانرواى آفريقيه بمخالفت برخاستند ، و به عصيان و اختلافى كه درگذشته داشتند بازگشتند . المعز با گرد آوردن سپاهيان و تداركات لازم روى به آنها نهاد و قلعهء معروف به قلعهء حماد را كه از آن ايشان بود محاصره كرده و آنان را در تنگنا قرار داد و دو سال آنها را در محاصره داشت بيان صلح ابى الشوك و علاء الدوله در اين سال مهلهل برادر ابى الشوك ، نزد علاء الدوله بن كاكويه رفته و از برادر خود ابى الشوك بوى متوسل گشته و يارى خواست . علاء الدوله . روى به ابى - الشوك نهاد ، و همين كه به قرميسين رسيد . ابى الشوك به حلوان رفت . علاء الدوله بازگشت او را به حلوان بدانست . و او را دنبال كرد تا اينكه به بيشه‌زار و مرتع چارپايان رسيد و نزديك به ابى الشوك گرديد . ابى الشوك تصميم گرفت قصد دژ « سيروان » نمايد و در آنجا پناهنده شود . سپس از اجراى تصميم و قصد خويش