ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

197

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

كردند . پادشاه ترك در ما وراء النهر بوى نامه نوشت و اظهار انقياد و پيروى از او كرد . بيان اختلاف ميان جلال الدوله و قرواش حكمران موصل در اين سال ميان جلال الدوله پادشاه عراق و قرواش بن مقلد عقيلى حكمران موصل اختلاف پديد گرديد . سبب آن اين بود كه قرواش در سال چهار صد و سى و يك سپاهى گسيل داشته و خميس بن ثعلب را در تكريت محاصره كردند . و ميان دو گروه در ذى قعده آن سال ، جنگ شديدى رويداد . خميس فرزندش را نزد پادشاه جلال الدوله روانه داشت و پيشكشيهاى بسيار تقديم داشت كه دست قرواش را كوتاه سازد . جلال الدوله پذيرفت و كس نزد قرواش فرستاد و به او امر كرد دست از خميس بدارد . قرواش مغالطه كرد و خواستهء جلال الدوله را انجام نداد و خود شخصا رو به تكريت نهاد ، در پيرامون آنجا فرود آمد . تكريت را محاصره كرد . جلال الدوله از او متأثر گرديد . قرواش نامه‌هائى به تركان بغداد فرستاد و آنان را اغوا به فساد و تحريك به شورش عليه پادشاه و برافروختن آتش فتنه كرد . خبر اين عمل قرواش به جلال الدوله رسيد ، چيزهائى ديگرى هم در ميان بود و لكن اصل قضيه همين بود جلال الدوله در صفر سال چهار صد و سى و دو پيكى نزد ابا الحارث ارسلان بساسيرى فرستاد كه نمايندهء قرواش را در سنديهء دستگير كند ، او با جمعى از تركان به راه افتاد گروهى از اعراب هم با او به راه افتادند . در بين راه به شترهائى از بنى عيسى برخوردند ، تركها و عربها رو بدانها گذاشته و چند شتر گرفتند ، و تركها در طلب بقيه برآمدند . خبر به اعراب رسيد ، سوار شده سر در پى تركها گذاشتند و ميان دو گروه جنگ و ستيزى درگير شد كه تركها در