ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

191

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

در سرادُق مسعود فرود آمد و بر سرير او به نشست سپاهش سه روز از پشت چارپايان خود فرود نيامده و ترك مركوبهاى خود نمينمودند مگر براى خوردن و نوشيدن و ساير حاجات و اين از ترس آن بود كه مبادا سپاه مسعود برگردد . اسرا را آزاد كردند . و از خراج يك سال گذشتند و بخشيدند . و طغرل‌بيك رو به نيشابور رفت و آنجا را متصرف شد و در آخر سال چهار صد و سى و يك و آغاز سال سى و دو وارد نيشابور شد . يارانش مردم را غارت كردند . و از او نقل شده است كه لوزينجى ( نوعى شيرينى مانند آنچه كه به راحت الحلقوم شهرت دارد و از نشاسته و شكر و گلاب و هل تهيه مىنمود . م . ) بديد و بخورد و گفت : قطماج خوبى است الا اينكه سير ندارد . غزها كافور را بديدند . گمان كردند نمك است و گفتند : نمك تلخى است . چيزهاى ديگر هم از آنها نقل شده است . زيان وجود عياران فزونى يافته و كارهايشان شدت پيدا كرده و مزيد بر بليه بر اهالى نيشابور شده بودند . آنها اموال مردم غارت ميكردند و مردم را ميكشتند و مرتكب زناكارى و فحشاء مىشدند و چون مانع و رادعى در جلوگيرى از افعال آنها نبود ، هر چه ميخواستند ميكردند ، همين كه طغرل‌بيك به نيشابور وارد شد عياران از وى بترسيدند و دست از كارهاى خود كشيدند و مردم اطمينان يافته آرامشى پيدا كردند . در آن هنگام سلجوقيان بر تمام بلاد چيره شده بودند . بيغو به هرات رفته و وارد هرات شد ، داود ببلخ رفت . در بلخ التونتاق حاجب استاندار مسعود در آنجا بود . داود براى او پيام فرستاد كه شهر را تسليم كند و ضمنا عجز و زبونى مصاحبش ( مسعود ) را از يارى كردن به او خاطرنشان وى ساخت . التونتاق پيكى را كه پيام داود به او رسانده بود زندانى كرد . داود بجنگ با او اقدام كرد و شهر را محاصره نمود التونتاق پيكى نزد مسعود فرستاد كه در غزنه بود و او را آگاه از وضع خود و تنگناى محاصره كرد . مسعود سپاهى انبوه مجهز نمود و بدان صوب گسيل داشت . گروهى از آن سپاهيان به رخج آمده در آنجا جمعى از سلجوقيان وجود داشتند و با آنها جنگيدند و سلجوقيان رو بهزيمت نهاده و هشتصد تن از آنها كشته و بسيارى هم اسير شدند و آن ناحيه از وجودشان تصفيه