ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

177

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

گزارش اعمال او و رفتارش با خاندان مكرم به پادشاه ابى كاليجار و عادل ابن منصور بن ماننه رسيد ، كار را بزرگ دريافتند ، و عادل در اين باره شدت عمل نشان داد . و بنمايندهء ابى القاسم بن مكرم كه المرتضى ناميده ميشد و در جبال عمان بود نامه نوشت و بوى امر كرد كه قصد ابن هطال كند ، و سپاهيان از بصره مجهز كرد كه بمساعدت المرتضى گسيل بشوند . المرتضى مردم را ، در ناحيت خويش گرد آورد . همگى رو بسوى او آوردند و از طاعت ابن هطال روى بتافتند و كار ابن هطال سستى گرفت و المرتضى بر اكثر بلاد چيره گرديد . سپس خادمى كه وابسته به ابن مكرم بود به ابن هطال پيوست تا او را بكشد و فراشى كه ابن هطال داشت وى را در اين امر او را يارى كرد . و عادل ابن مافنه چون از كشته شدن ابن هطال آگاه شد . مأموران به عمان گسيل داشت كه ابا محمد را بيرون آوردند و در كار امارت آنجا استوار داشتند . و استوارى كار ابا محمد و استقرار او در اين سال انجام‌پذير گرديد . بيان جنگ ميان ابى الفتح ابن ابى الشوك و عموى او مهلهل در اين سال ميان ابى الفتح بن ابى الشوك و عم او مهلهل جنگ شديدى رويداد . انگيزه اين جنگ و ستيز اين بود كه ابا الفتح از جانب پدر خود در دينور نيابت داشت و مقامش بزرگى يافت ، و تعدادى از قلاع را بگشود ، و متصرفات خود را از تجاوزات غزها نگهداشت و از آنها كه قصد تجاوز داشتند بكشت ، و خود بزرگ بينى سر از گريبان زندگيش برآورد و ديگر زير بار پدرش هم نميرفت . در شعبان اين سال به قلعه بلواره رفت كه آنجا را فتح كند . همسر صاحب آن قلعه كه از اكراد بود در آنجا اقامت داشت و بدانست كه او از حفظ قلعه درمانده است . پس به مهلهل بن عناز كه در كوچ‌نشين و چادرهاى خود در نواحى « صامغان »