ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

162

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

بدار الخلافه پناهنده شد . ميان جلال الدوله و القائم بامر اللّه دربارهء او رسولانى رفت و آمد كردند و خليفه از بار سطغان دفاع ميكرد و او با پادشاه ابى كاليجار نامه نويسى مينمود ، ابى كاليجار سپاهى بدان سوى گسيل داشت كه پس از رسيدن به واسط سپاهى كه در واسط قرارگاه داشت با سپاه اعزامى ابى كاليجار پيوست و ملك عزيز بن جلال الدوله را از واسط بيرون راندند و او رو به پدر ببغداد رفت . بار سطغان نقاب از چهره برگرفت و اصاغر بندگان و بردگان را بدنبال خود كشاند ، و بنام ابى كاليجار شعار دادند و جلال - الدوله را از بغداد بيرون راندند ، جلال الدوله به اوانا رفت ، بساسيرى نيز همراه وى بود . بارسطغان وزير ابا الفضل عباس بن حسن فسانجس را هم بيرون راند و بنمايندگى از جانب پادشاه ابى كاليجار به رتق و فتق و تمشيت امور پرداخت و براى خليفه پيام فرستاد و خواست بنام ابى كاليجار خطبه خوانده شود ، خليفه استدلال بعهد و پيمانى كه با جلال الدوله داشت كرد و بارسطغان خطباء را مجبور كرد بنام ابى كاليجار خطبه بخوانند و آنان اجبارا اين كار را كردند . ميان فريقين گفتگوهاى پرخاشگرانه جريان پيدا كرد ، سپاهيان واسط كه با بارسطغان همراه بودند ببغداد رسيدند . اوضاع و احوال ميان جلال الدوله و بارسطغان دگرگونى پيدا كرد و جلال الدوله ببغداد بازگشت و در جهت غربى آن فرود آمد و لكن تنها نبود ، قرواش بن مقلد عقيلى و دبيس بن على بن مزيد اسدى همراه وى بودند و در جهت غربى بنام جلال الدوله خطبه خوانده شد ، و در جهت شرقى بنام ابى كاليجار ، ابو الشوك و ابو الفوارس منصور بن حسين بنا به اينكه در طاعت ابى كاليجار بودند ، به بارسطغان يارى نمودند . سپس جلال الدوله به انبار رفت و قرواش بموصل ، بارسطغان على بن فسانجس را دستگير كرد . منصور بن حسين به بلدهء خود بازگشت . خبر به بارسطغان رسيد ، مبنى بر اينكه پادشاه ابى كاليجار به فارس بازگشته است و ديلميانى كه به يارى او آمد بودند او را ترك كرده و كارش به ضعف گرائيده است . بارسطغان دارائى و اهل بيت خود را بدار الخلافه سپرد و خود به واسط رهسپار گرديد ، جلال الدوله ببغداد