ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
156
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
بسيار از چوبهاى ساج و درهاى آن را بشكستند . خليفه كس نزد جلال الدوله فرستاد و كار او را با سپاهيان برقرار داشت و ببغداد و بازگشت . بيان جنگ ميان ابى سهل حمدونى و علاء الدوله در اين سال گروهى از سپاهيان خراسان كه با وزير ابى سهل حمدونى بودند . باصفهان رفتند كه ماليات آنجا را بگيرند . علاء الدوله كسانى را بر آنها گماشت كه به طمعشان انداخته امتياز نواحى نزديك بدانجا را بگيرند ، سپاهيان بدان صوب رفتند و آگاه از نزديكى علاء الدوله بخودشان نبودند ، همين كه خبر ورود آنها به علاء الدوله رسيد بر آنها تاخت آورد و تار و مارشان كرده آنچه همراه داشتند بغنيمت برد . از اين كار آزمندى او نيرو يافت ، و گروهى از ديلميان و غيرهم گرد آورد و باصفهان رفت . ابو سهل با سپاهيان مسعود بن سبكتكين در آنجا بودند و بجنگ با او بيرون شدند و با وى جنگيدند . تركان نسبت به علاء الدوله خيانت روا داشتند و شكست خورد و چادرهاى او غارت شد ، و او به بروجرد رفت و از آنجا به « طرم » رهسپار گرديد . ابن سلار او را نپذيرفت و گفت : مرا توانائى مخالفت با خراسانيان نباشد . علاء الدوله او را ترك كرد و رفت . بيان درگذشت الظاهر و جانشينى فرزندش المستنصر در نيمه شعبان الظاهر لاعزاز دين اللّه ، ابو الحسن على بن ابى على المنصور الحاكم خليفه علوى در مصر درگذشت . عمر او بهنگام فوت سى و سه سال بود . مدت خلافتش پانزده سال و نه ماه و هفده روز مصر و شام زير چتر او قرار داشت و در افريقيه بنام او خطبه خوانده ميشد و مردى نيك سيرت و با حسن سياست و نسبت به رعيت با انصاف بود ، الا اينكه خود سرگرم لذات خويش و دوستدار عيش و راحتى بود . امور ملك و ملت را وزير او ابى القاسم على بن احمد جرجرائى بنا بمعرفت و كفايت و امانتى كه داشت