ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

148

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

كردند ، دائى او به روميان پيام فرستاد و آنها را برانگيخت آنجا را بگيرند ، پادشاه روم گروه زيادى بدان صوب گسيل داشت و قلعه را تصرف كرد ، خبر بخليفه رسيد ، كس نزد ابن الهيجاء و دائى او روانه داشت كه با هم اصلاح كنند و متفقا قلعه را باز پس گيرند ، آنها اصلاح نمودند ولى نتوانستند قلعه را پس بگيرند و گروه زيادى داوطلب هم گرد آمدند زورشان به روميان نرسيد زيرا كه ثبات قدم نشان دادند . بيان پاره‌اى از رويدادها در اين سال جلال الدوله عميد الدوله ابا سعد بن عبد الرحيم را براى پنجمين بار بوزارت برگزيد ، پيش از او وزارت با ابن ماكولا بود ، وى آنجا را ترك و به عكبرا رفت ، جلال الدوله ابا سعد را عزل و دوباره او را وزير كرد و روزى چند در آن مقام باقى بود ، سپس ترك آن گفته و به « اوانا » رفت . در اين سال بساسيرى ، به سرپرستى و حمايت از جانب غربى بغداد گمارده شد زيرا كار عياران در آن ناحيه شدت يافته و فساد آنها گسترش يافته بود و نمايندگان سلطان زبون از جلوگيرى آنها بودند و بساسيرى را بسبب كفايت و شايستگى كه در قيام باينگونه امور داشت ، بنمايندگى و سرپرستى تعيين نمودند . در اين سال در ماه ربيع الاخر ابو سنان غريب بن محمد بن مقن در كرخ سامراء درگذشت لقب او سيف الدوله بود ، و درهمهايى سكه زد و نامش را سيفيه نهاد ، و بعد از او فرزندش ابو الريان به امارت نشست ، و پانصد هزار دينار بجاى نهاد كه ما ترك او بود و پيش از فوت امر كرد . منادى اعلام نمايد : كه هر كس كه چيزى از او ميخواهم حلالش كردم ، و متقابلا مرا هم حلال كنند ، و حلالش كردند ، سن او هفتاد سال بود . در اين سال بدران بن مقلد درگذشت . فرزندش نزد عموى خود قرواش رفت قرواش بر امارت او در نصيبين و دارائى او صحه گذاشت . بنو نمير طمع به او ورزيده و محاصره‌اش كرده بودند و ابن بدران روى به آنها گذارده دفع‌شان كرد .