ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

14

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

سلطان الدوله آگاه نشد مگر زمانى كه ابو الفوارس بشيراز وارد شد . سلطان الدوله سپاه خود گرد آورد و روى به او نهاد و با وى جنگيد و ابو الفوارس شكست خورد و به كرمان بازگشت ، سلطان الدوله او را دنبال كرد ، او به خراسان گريخت ، و نزد يمين الدوله محمود بن سبكتگين كه در بست اقامت داشت رفت . يمين الدوله وى را گرامى و بزرگ داشت . و بسيار چيزها به او داد و او را بالا دست « دارا » بن قابوس بن وشمگير بنشاند . دارا گفت : « ما جايگاهمان بزرگتر از آنها ( آل بويه ) است زيرا كه پدر و اعمام او خدمت پدران من كرده‌اند » محمود گفت : « لكن آنان كشور به شمشير گرفتند . » مقصودش از اين پاسخ اشارت به پيروزى خودش بود كه خراسان را از سامانيان گرفت . محمود به ابو الفوارس وعده كرد او را يارى خواهد كرد . ابا الفوارس دو قطعه گوهر كه بر پيشانى اسبش آراسته بود بده هزار دينار بفروخت آنها را محمود خريد و سپس به خودش بازگرداند و به او گفت : از كارهاى غلط شما اين است كه چنين گوهرها بر پيشانى اسب مىآرائيد . ارزش آنها شصت هزار دينار است . سپس محمود لشكرى بهمراه ابى الفوارس به كرمان سوق داد و سر كردهء آن ابو سعد طائى از اعيان فرماندهان ارتش محمود بود . و او بكرمان رفت و آنجا را متصرف گرديد و از آنجا قصد فارس نمود . سلطان الدوله آنجا را قبلا ترك كرده ببغداد رفته بود ، و وارد شيراز شد . همين كه سلطان الدوله آن خبر شنيد به فارس برگشت و در آنجا با هم تلاقى نموده جنگيدند . و ابو الفوارس شكست خورد و بسيارى از يارانش كشته شدند و با بدترين حال برگشت و سلطان الدوله فارس را تصرف كرد ، و بسال چهار صد و هشت بود كه ابو الفوارس به كرمان گريخت و سلطان الدوله لشكريان خود را بدنبالش روانه كرد و كرمان را از وى گرفتند و ابو الفوارس به شمس الدوله بن فخر الدوله بن بويه حكمران همدان پيوست . و ديگر امكان بازگشت بسوى يمين الدوله را نداشت زيرا كه با ابى سعد طائى بدرفتارى كرده بود . پس از آن از شمس الدوله جدا شد و به مهذب الدوله صاحب بطيحه پيوست .