ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
121
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
گفتگوهاى شرانگيز جريان يافت . بيان استيلاى سپاه جلال الدوله بر بصره و گرفتن آنجا را از بصريان همين كه وزير ابو على بن ماكولا ، چنان كه بيان كرديم ، ببصره عزيمت نمود ، سپاهيان اهل بصره را كه با جلال الدوله بودند . بهمراه نبرد ، بخاطر اينكه ديلميانى كه در بصره بودند با او مأنوس بشوند ، و همين كه ، بنا به آنچه ذكر كرديم ، چنان رويدادى رخ داد بصريانى كه جزء سپاه جلال الدوله بودند و ابن ماكولا آنها را بهمراه خود نبرده بودند ، تجهيز شده و ببصره روانه شدند ، اين سپاه ببصره رسيد و با سپاه ابى كاليجار كه در بصره قرارگاه داشت جنگيدند ، سپاه ابى كاليجار شكست خورد و منهزم گرديد و سپاه جلال الدوله در شعبان وارد بصره شد . سپاهيان ابى كاليجار با بختيار در ابله اجتماع كردند و در آنجا اقامت نموده خود را آماده مينمودند كه ببصره بر گردند و به ابى كاليجار نامه نوشتند و از وى طلب يارى نمودند . ابى كاليجار سپاه انبوهى باتفاق وزير خود ذى السعادات ابى الفرج بن فسانجس بدان صوب گسيل داشت و تا ابله پيشرفتند و در آنجا با بختيار اجتماع نمودند . جنگ از جانب بصريان از ياران جلال الدوله آغاز گرديد ، بختيار گروه زيادى را با مقدارى كشتى رو بجبههء آنان سوق داد و با بصريان جنگيدند ، ياران جلال الدوله پيروز شدند و آنها را هزيمت دادند . بختيار فراريان را نكوهش كرد و فى الحال با گروهى بسيار و كشتيهاى زياد رو بجبهه نهاد و جنگيدند ، و جنگ شدت پيدا كرد ، و بختيار منهزم گرديد و عدهء زيادى از يارانش كشته شدند و او را گرفته بىآنكه قصد كشتن او داشته باشند ، وى را كشتند و بسيارى از سفاين او را گرفتند و هر دو فريق بمواضع خود بازگشتند . تركان از ياران جلال الدوله تصميم گرفتند در پگاه پيش از طلوع آفتاب ، محض اتمام هزيمت جنگ را ادامه دهند ، و از عامل بصره پول خواستند و اختلاف