ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
115
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
جلوگيرى كرد . سبب كار محمود در تجديد بناى آرامگاه و مشهد على بن موسى الرضا اين بود كه در خواب امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام را بديد كه به او گفت : اين كار تا كى ادامه خواهد داشت ؟ محمود دريافت كه مقصود امر مشهد است ، پس فرمان به بناى آن داد . وى از جهت قيافه چهرهاى با نمك ، و حسن صورت با چشمانى ريز و موى سرخ بود ، محمد پسرش شبيه او بود ، فرزند ديگرش مسعود فربه اندام و بلند قامت بود . بيان بازگشت علاء الدوله باصفهان و ماجراهاى او چون محمود بن سبكتكين درگذشت فناخسرو بن مجد الدوله بن بويه ، طمع بملك رى كرد . او هنگامى كه سپاه يمين الدوله محمود آنجا را تصرف كرد ، از رى بگريخت و به قصران رفت كه پناهگاهى حصين بود و در آنجا بدور از گزند ميزيست ، همين كه يمين الدوله درگذشت و فرزندش مسعود بخراسان برگشت ، فناخسرو جمعى از ديلميان و كردها و غيرهم را گرد آورد و قصد رى كردند ، نمايندهء مسعود در رى با سپاهى كه داشت بمقابلهء آنها رفت و جنگيدند ، و فناخسرو شكست خورد و منهزم گرديد و به بلدهء خود بازگشت و گروهى از سپاهيانش كشته شدند . ديگر اينكه علاء الدوله بن كاكويه ، چون از درگذشت يمين الدوله آگاه شد . در آن موقع در خوزستان نزد پادشاه ابى كاليجار ، چنان كه بيان كرديم . اقامت داشت و از يارى او مأيوس شده بود و پارهاى از سپاهيان و يارانش كه با وى همراه بودند پراكندند ، و بقيهء آنها نيز تصميم بجدائى از وى گرفتند و بيمناك بود كه مسعود از اصفهان بدان سوى روى نهد و او و ابو كاليجار ياراى برابرى با او نداشتند و خبر فوت يمين الدوله ، براى او فرج ( بعد از شدت ) بود . و اين امر از آن امورى بود كه حسابش را نكرده بود و همين كه آن خبر را بشنيد باصفهان رفت و آنجا را متصرف