ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
98
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
كنونى نام گذاشتند . آن كعك يا كاك يا كلو و كلوچه را در سفر و جنگ كه نان پختن دشوار باشد حمل مىكنند و بسپاهيان مىدهند ) و سويق ( آن هم آرد با شيره يا مواد ديگر آميخته در انبانها حمل مىكنند و خوراك مسافرين خصوصا اعراب صحرانورد از آن تأمين مىشود و انواع مختلف خوب و بد و شيرين و شور و مخلوط با مواد گوناگون دارد كه براى تسهيل امر غذا بسپاهيان داده مىشود ) حمل كرد . كارگران را دستور داد كه سنگ حمل كنند و راهها را ببندند و كور نمايند تا دشمن راه نيابد و بكوه صعود نكند . آن سه كوه را مانند سه دژ محكم ساخت . در هر راه و معبرى هم خندق كند فقط يك راه را باز گذاشت ( با نگهبان ) . مدت ده روز به طول كشيد تا توانست سنگرها را محكم كند . در آن مدت افشين شخصا و تمام سپاهيان بحفظ و حراست كارگران شب و روز مىكوشيدند . چون كار دژ سازى را پايان داد پيادگان را در آن قلاع و كوهها جا داد . پس از آن بابك نماينده با چند بار خيار و خربزه و هندوانه بعنوان هديه ( بطور استهزاء و شماتت ) براى افشين فرستاد و پيغام داد كه بسبب خوردن كاك ( نان خشك ) خود و سپاهيان بستوه آمدهاند و حال اينكه ما در رفاه و واجد نعمت مىباشيم بشما سخت مىگذرد . افشين پاسخ داد : هر چه برادرم ( بابك ) گفته و خواسته مفهوم شد . سپس نماينده را بكوهستان برد و دژها و سنگرها را به او نشان داد و گفت : برو و به او بگو كه دژ ديدى و خندق مشاهده كردى و چنين و چنان . چند گروهى از خرميان نزديك دژها مىرفتند و فرياد مىزدند و شماتت مىكردند و افشين دستور مىداد كه كسى به آنها پاسخ ندهد و مقابله نكند . سه روز بدان حال گذشت تا آنكه افشين براى آنها كمين تعيين كرد چون بر حسب عادت بپاى كوه رسيدند سپاهيان از كمين گاه شوريدند و آنها گريختند و ديگر آن كار تكرار نشد . افشين سپاه خود را آراست و مرتب كرد و هر گروهى را در موضعى جاى داد كه در آن پايدارى كنند او سوار مىشد و سپاه را سان مىديد . هر روز هنگام طلوع فجر اول نماز مىخواند و بعد دستور مىداد كه كوسها را بنوازند و بعد فرمان پيش و حمله ميداد