ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

96

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

من از بيم يهود قلعه‌نشين نخواهم بود . ( ايرانيان در آن زمان مسلمين را كه دين تازه آورده بودند جهود مىخواندند كه هم خوار و هم بد كيش و هم بيگانه مىدانستند ) ( مؤلف گويد ) يعنى مسلمين . من هرگز زن و فرزند خود را در چهار ديوار نمىگذارم . افشين ظفر بن علاء سعدى را ( يكى از سالاران ) با عده سوار و پياده فرستاد شبانه راه پيمودند تا بدره رسيدند كه فقط يك يك مىتواند از آن عبور كنند . آن را گرفتند و به روى دشمن بستند و پيادگان بر فراز كوه رفتند و سواران پياده شده لگام اسبها را گرفته بر كوه بالا رفتند و بر سواران محافظ خانواده آذين شبيخون زدند و همه را بدام انداختند . زن و بعضى از فرزندان او را اسير كردند . خبر بآذين رسيد . افشين دستور داده بود كه چون بالاى كوه صعود كنند هر راهى كه امكان داشته باشد دشمن از آن هجوم كند بگيرند و در هر بلندى درفشى سياه برفرازند كه اگر خطرى به آنها برسد پرچمها را با علامت مخصوص سپاهى حركت دهند و يارى بخواهند . آنها هم بدستور افشين عمل كردند . چون خانواده و سواران نگهبان آذين را گرفتار كردند آذين آگاه و آماده كارزار گرديد قبل از اينكه سواران ظفر سعدى بدره و تنگنا برسند كه از هجوم آذين در امان باشند آذين بر آنها حمله كرد و جنگى سخت واقع شد و لشكر مهاجم آذين توانست بعضى از زنان و گرفتاران را باز ستاند . چون پرچمداران بر آن حال واقف شدند پرچمها را بعلامت مخصوص حركت دادند و سپاه افشين آگاه شد . در آن هنگام آذين عده فرستاد كه دره را بر آنها بگيرد و چون افشين حركت درفشها را ديد مظفر بن كيدر را بفرماندهى يك عده فرستاد كه با شتاب مانع رسيدن آنها بدره شود و باز بدنبال آنها ابو سعيد را با عده روانه كرد و آخر الامر بخارا خداه ( پادشاه سابق بخارا كه مسلمان شده و از سرداران معروف بود ) چون پيادگان آذين بدره رسيدند و تنگنا را گرفتند فزونى عده را ديدند ناگزير جنگ نكرده دره را ترك كردند و بسپاه آذين ملحق شدند ظفر بن علاء سعدى با عده خود و بعضى اسراء آذين نجات يافتند .