ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

88

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

گفته شد : نخستين كارى كه نسبت بفضل كرد اين بود كه بازرسى براى مخارج خاصه و تمام كارها گذاشت سپس در ماه صفر او و تمام خانواده او را دچار نكبت و محنت نمود . و بافراد خانواده او دستور كه خود دارائى خود را صورت دهند . ( در كتاب النجوم الزاهره چنين آمده كه مال عظيمى از او بدست آورد و ده هزار هزار دينار از او گرفت و تمام افراد خانواده‌اش را به خاك سياه نشاند ) . پس از آن محمد بن عبد الملك زيات را بجاى او برگزيد . فضل بيكى از قراء موصل تبعيد نمود نام آن قريه سن بوده . محمد هم بعد از آن هم وزير و هم منشى بود . فضل بسيار تندخو و زشت رو و بخيل و متكبر بود چون دچار نكبت شد مردم شماتت كردند و خرسند شدند . يكى از آنها در حق او چنين گفت : لبيك على الفضل بن مروان نفسه * فليس له باك من الناس يعرف لقد صحب الدنيا منوعا لخيرها * و فارقها و هو الظلوم المعنف الى النار فليذهب و من كان مثله * على اى شيء ، فاتنا منه نأسف يعنى : فضل بن مروان خود بر شخص خود بايد بگريد زيرا كسى نيست كه بر او بگريد و ما چنين كسى را نمىشناسيم ( كه بر او بگريد ) او دنيا دار بود ولى مانع خير دنيا بود . از دنيا بر كنار شد در حالى كه او ستمكار و مستوجب ملامت شديد مىباشد ( معنف - از عنف ) سوى دوزخ برود و هر كه هم مانند او باشد بدوزخ برود براى چه چيزى كه از دست ما رفته ( بسبب رفتن او ) بايد افسوس بخوريم ؟ بيان حوادث در آن سال عبد الرحمن پادشاه اندلس سپاهى سوى « طليطله » فرستاد جنگ واقع شد ولى پيروز نشد . صالح بن عباس بن محمد امير الحاج شد . سليمان بن داود بن على بن عبد اللّه بن عباس ابو ايوب هاشمى و عفان بن مسلم ابو عثمان صفار بصرى وفات يافتند عفان در بغداد بسن