ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

82

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

هيثم غنوى را در رسته « ارشق » قرار داد و قلعه آنجا را مرمت و اصلاح كرد و گرداگرد لشكر خود خندق كند . علويه اعور كه از سالاران ابناء بود ( ابناء فرزندان وفادار ايرانيان بودند كه خلافت بنى العباس را برپا نمودند و نسلا بعد نسل به خدمت سپاهى خود ادامه دادند و نزد عباسيان گرامى بودند ) . در يكى از قلاع نهر نزديك اردبيل مستقر نمود . قافله از اردبيل با عده نگهبان خارج مىشد و بسلامت مىرسيد و در عرض راه در « حصن نهر » قلعه مزبور منزل مىكرد و از آنجا فرمانده پادگان قلعه قافله را با عده مستحفظ نزد هيثم غنوى مىفرستاد و هيثم قافله را با نگهبان نزد ابو سعيد روانه مىكرد وضع همچنين بود هر قافله كه مىرسيد آنچه را كه براى عده و اهل محل قلعه آورده بود دريافت مىشد و آنچه بايد بقلعه ديگر حمل شود فرستاده مىشد و هر گروهى از هر قلعه كه مامور حفظ راه بودند در نيمه راه قافله را استقبال و بدرقه مىكردند و هر دسته از نگهبانان كه بنيمه راه مىرسيدند از آن تجاوز نمىكردند بلكه همانجا منتظر قافله مىشدند . آخرين مرحله ابو سعيد بود كه قافله را نزد افشين بسلامت مىرسانيد و باز عده نگهبانان برمىگشتند و حال بدين منوال بود . در عرض راه اگر جاسوسى دستگير ميكردند فورا او را نزد افشين مىفرستادند . افشين نسبت بجاسوسان نيكى مىكرد و پاداش مىداد كه به او خبر راست بدهند و باز پاداش را مضاعف مىكرد و به آنها مىگفت : جاسوس ما باشيد و آنها را رها مىكرد و با اين تدبير از جواسيس استفاده بسيار كرد ( چون آنها از بابك مطمئن بودند ) چون بازمىگشتند هر چه بابك به آنها داده بود افشين چند برابر آن را مىداد .