ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
80
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
عجيف بهر يكى از سپاهيان خود دو دينار داد . قوم زط سه روز در كشتىهاى خود ماندند و بعد از آن بشر بن سميدع عهدهدار كار آنان گرديد و آنها را بخانقين منتقل نمود و بعد بمرز روم و محل « عينزربه » كوچ داده شدند . پس از آن روميان بر آنها هجوم بردند و يك تن از آنان را زنده نگذاشتند . بيان لشكركشى « افشين » براى جنگ بابك خرمى در آن سال معتصم امارت بلاد جبال ( غرب ايران چنان كه بارها توضيح داده شد از همدان و كردستان تا آذربايجان ) بافشين حيدر بن كاوس ( خيذر نه لقب على كه حيدر باشد ولى مورخين اشتباه مىكنند . او پادشاه و شاهزاده خديو اشروسنه بود كه اسلام آورد و با عده خود بمسلمين پيوست و در تمام جنگها دليرى كرد تا معتصم او را بزارى كشت و وقايع و ايرانپرستى او مشهور است كه يك شرح مفصل لازم دارد ) واگذار نمود و او را براى جنگ بابك فرستاد . او هم لشكر كشيد . آغاز نهضت بابك سنه دويست و يك بود . پايتخت او شهر « بذ » بود و از سپاه سلطان ( خليفه ) و سالاران نامدار عده بسيار كشته بود . چون خلافت بمعتصم رسيد ابو سعيد محمد بن يوسف را ( با سپاه ) سوى اردبيل فرستاد و به او دستور داد كه تمام قلاع و سنگرهائى را كه بابك ويران كرده و آنها ميان زنجان و اردبيل بود دوباره بسازد و محكم كند و در آنها پادگان محافظ بگذارد كه نگهبان قافله حامل خواربار تا شهر اردبيل باشند . ابو سعيد براى آن كار رهسپار شد و تمام قلاع ميان راه را بنا و محكم نمود . بابك يك عده سپاه براى غارت عرض راه فرستاد غارت كردند و بازگشتند . چون ابو سعيد خبر غارت را شنيد لشكرى گرد آورد و بدنبال يغماگران شتاب كرد در ميان راه با آنها روبرو شد جنگى سخت رخ داد و لشكر ابو سعيد بسيارى از لشكر بابك را كشت و اسير كرد و هر چه بيغما برده بودند پس گرفت و سرهاى بريده و