ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

76

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

چون بر عده آنها افزوده شد او با آنها به محل « جوزجان » رفت ولى پنهان شد و ابو محمد براى او بيعت مىگرفت و عدهء پيروان او فزون گرديد و عظمتى يافت . ابو محمد او را وادار كرد كه ظهور و قيام كند . او در طالقان قيام نمود . بسيارى از مردم بمتابعت و مبايعت او شتاب كردند . ميان او و سالاران عبد الله بن طاهر چندين جنگ رخ داد . آخر الامر خود و اتباع او منهزم شدند و پى پناهگاه در خراسان گشتند . اهالى خراسان هم به او پناه دادند و گرويدند و به محل « نسا » پناه برد . يكى از اتباع او پدرى در « نسا » داشت چون نزد پدر رفت علت آمدن را پرسيد خبر قيام علوى را داد . آن پدر فورا نزد حاكم « نسا » رفت و خبر آمدن علوى را داد . حاكم به او ده هزار درهم پاداش داد كه او خبر آمدن محمد بن قاسم را رسانيده بود . حاكم رفت و محمد بن قاسم را گرفت و بند كرد و نزد عبد الله بن طاهر فرستاد . عبد الله هم او را نزد معتصم روانه كرد . در نيمه ماه ربيع الاول بر معتصم وارد شد . او را نزد مسرور خادم بزرگ بازداشت خوراك روزانه او را مىداد و عده براى نگهبانى او گماشت . چون شب عيد فطر رسيد مردم سرگرم عيد و افطار شدند علوى از محبس گريخت . چون خوراك او را با طناب از پنجره آويختند كسى در زندان نبود كه آن را دريافت كند دانستند كه او گريخته است . اعلان كردند هر كه او را نشان دهد صد هزار درهم پاداش دريافت خواهد كرد ولى هيچ خبرى از او بدست نيامد . بيان جنگ زط در آن سال معتصم در ماه جمادى الثانية سپاهى بفرماندهى عجيف بن عنبسه براى سركوبى زط ( قومى از مردم سند كه پاكستان كنونى باشد بعراق و ايران مهاجرت كرده بود و آنها را زط مىگفتند . « عشقت خودا من بنات الزط » ) آنها راه