ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
73
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
را كشت . يكى از مقتولين مشهور عباس بن وليد فقيه بود او از جنگ خوددارى كرده و در خانه خود نشسته بود . يك سپاهى بر او هجوم برد او ناگزير شمشير كشيد و فرياد زد جهاد بايد كرد . ( چون فقيه بود ) او را كشتند و نعش او مدت هفت روز در خرابه افتاده بود در آن مدت هيچ درنده كه داراى دندان و چنگال باشد ( اصطلاح است ) نزديك نعش او نرفت ( براى او كرامت قائل شدند كه افسانه است ) او حديث را از ابن عيينه و ديگران روايت مىكرد و يكى از پرهيزگاران بشمار مىرفت . بسيارى از اهالى تونس پس از فتح آن گريختند ولى زيادة الله به آنها امان داد و آنها به شهر خود برگشتند . بيان حوادث در آن سال مامون سوى « سلغوس » برگشت ( حوادث سال قبل از تاريخ مرگ او ) فرزند خود را سوى « طوانه » روانه كرد و دستور بنا و تعمير و آبادى شهر را داد . كارگر و بنا فرستاد و مساحت شهر را يك ميل در يك ميل قرار داد ديوار و حصار شهر را سه فرسنگ قرار داد . چهار دروازه هم براى شهر معين كرد كه بر هر دروازه يك بارو و سنگر باشد . بمردم شهرستانها هم نوشت كه از هر شهر عده براى سكنى و اقامت در آن شهر روانه كنند . براى سپاهيان محافظ شهر هم ماهيانه معين و مقرر نمود . هر سوارى صد درهم و هر پياده چهل درهم . در آن سال بشر بن غياث مرسيى كه قائل بخلق قرآن بود ( قرآن مخلوق ) وفات يافت . او علاوه بر اين بدعت ديگرى هم آورده بود كه تاخير عذاب باشد و همچنين بدعتهاى ديگر . در آن سال بسيارى از مردم كوهستان . ( زاگروس و كرمانشاهان ) و همدان و و اصفهان و ماسبذان و بلاد ديگر دين خرم دينان را پذيرفتند ( تابع بابك شدند ) همه جمع شدند و در لشگرگاه همدان لشگر زدند .