ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
70
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
امير المؤمنين ( يا من شريك و همنشين طفيلى خواهم شد . مامون گفت : هرگز نميتوان ابو محمد ( يزيدى ) را نااميد كرد يكى از دو كار را بايد كرد با خود شخصا نزد او به روى و هم پياله او باشى يا خود را از او با فديه رها كنى ( مال دهى ) . عبد اللّه گفت : ده هزار درهم مىدهم . مامون گفت : او راضى نخواهد شد . او پياپى ده هزار و يازده هزار ميافزود و مامون ميگفت : راضى نخواهد شد تا آنكه مبلغ را به صد هزار رساند مامون گفت : آن را فورا نقد كن . او حواله داد و خادمى نزد پيشكار خود فرستاد كه صد هزار درهم را فورا بپردازد آنگاه مامون بيزيدى پيغام داد صلاح در اين است كه تو صد هزار درهم دريافت كنى و از احضار عبد الله چشم بپوشانى كه اين مبلغ براى تو سودمندتر است . عمارة بن عقيل گويد : عبد الله بن ابى السمط گفت : مامون شعر را خوب نميداند . گفتم : چه كسى از او داناتر و بهتر باشد . به خدا سوگند ما يك مصرع شعر را كه براى او ميخوانيم مصرع دوم را ميگويد . گفت : من يك بيت براى او خواندم و او تكان نخورد . گفتم آن بيت چيست ؟ گفت : اين است . اضحى امام الهدى المامون مشتغلا * بالدين و الناس بالدنيا مشاغيل يعنى : امام هدايت ( پيشواى رهنمائى ) چنين شد كه بدين سرگرم و مشغول شده و حال اينكه مردم سرگرم امور دنيا مىباشند . من گفتم : تو در اين بيت كارى نكردى جز اينكه او را يك پير زن كردى كه در محراب افتاده سرگرم نماز است اگر او به كار دنيا مشغول نشود كدام يك از مردم امور دنيا را بهتر از او اداره كند ؟ كارهاى دنيا به گردن اوست و او بايد سرگرم امور دنيا باشد . آيا نمىتوانستى مانند جد من جرير ( شاعر شهير ) كه در مدح عبد العزيز بن وليد گفته بگويى : فلا هو فى الدنيا يضيع نصيبه * و لا عرض الدنيا عن الدين شاغله يعنى در دنيا بهره خود را از دست نمىدهد ( گم نمىكند ) و در كار و سود دنيا هم از دين غافل نمىشود كه فقط بامور دنيا سرگرم باشد . گفت : من اكنون مىدانم كه خودم خطاگرم ابو العباس احمد بن عبد الله