ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
51
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
سنهء دويست و هفده در آن سال افشين « فرما » را در مصر گشود مردم آن شهر بنام مامون و حكم او امان گرفتند و تسليم شدند . مامون در ماه محرم وارد مصر شد . عبدوس فهرى را گرفتند و نزد او بردند او گردنش را زد و پس از بشام بازگشت : در آن سال مامون على بن هشام را كشت : ( او از فدائيان مامون بود كه در آغاز كار جانبازيها كرد تا برستگارى و پيروزى مامون كشيد ) . علت قتل او اين بود كه مامون او را والى آذربايجان و بلاد ديگر نمود چنان كه خبر آن گذشت . على بن هشام ستم كرد و دست به خون مردم آلود . عجيف را براى سركوبى او فرستاد او موفق شد و على را اسير كرد و نزد مامون برد مامون او را كشت . برادرش حبيب را هم كشت و آن در ماه جمادى الاولى بود سر او را هم در اطراف عراق بردند و بمردم نشان دادند و تا عبرت شود ) . بعد از آن بخراسان و شام و مصر فرستادند و پس از نمايش سر را در دريا انداختند . در آن سال باز مامون سوى بلاد روم لشكر كشيد در پيرامون « لؤلؤة » لشكر زد . و مدت صد روز در آن حدود ماند سپس خود رفت و عجيف را جانشين خود نمود . مردم روم عجيف را فريب دادند و بدام انداختند و اسير كردند مدت هشت روز نزد آنها ماند و بعد او را رها كردند . در آن هنگام « توفيل » پادشاه روم رسيد و عجيف را