ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
5
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
طاهر درگذشت چه شخصى را براى فرماندهى سپاه در نظر مىگيرى . گفت : فرزندش طلحه . گفت : فرمان او را بنويس و بفرست . او هم نوشت و طلحه را بامارت پدر منصوب كرد . طلحه مدت هفت سال كه بقيه مدت خلافت مأمون بود امير خراسان بود و چون درگذشت برادرش عبد اللّه امير خراسان شد . چون خبر مرگ طاهر بمأمون رسيد گفت : « لليدين و للفم » ( ترجمه تحت اللفظ آن « بر دو دست و دهان » كه اصل آن مأخوذ از مصراع شعر است « فخر صريعا لليدين و للفم » كنايه از هلاك و شماتت بمرگ دشمن است كه چون كشته شود يا بميرد دست و دهان او بر خاك مىافتد و چون مأمون طاهر را دشمن خود و قاتل برادر و بالاخره خلع كننده و متمرد ميدانست براى تشفى آن كلمه را گفت ) پس از آن جمله گفت : خدا را سپاس كه او را پيش فرستاد و ما را پس از او خواهد فرستاد ( او را مقدم كرد و ما را مؤخر - در مرگ و هلاك ) طاهر اعور ( واحد العين - يك چشم كور بود ) بعضى از شعراء در حق او گفت : يا ذا اليمينين و عين واحده * نقصان عين و يمين زائده يعنى اى دارنده دو دست راست و يك چشم . يك ديده تو كم و يك دست راست تو فزون است . ( پيش از اين اشاره شد به اين لقب ناشى از اين بود كه طاهر در نخستين جنگ با على بن عيسى بن ماهان دو دست خود را بشمشير برد و طائى را كه از سران سپاه و دليران دشمن بود با يك ضربت كشت و آن دو دست را راست گفتند . يمينين بعضى هم ادعا ميكنند كه علت اين بود كه چون به او تكليف كردند با حضرت رضا بيعت كند او با دست چپ با آن حضرت بيعت كرد و گفت : دست راست مأمون را بيعت كرده و نشايد به آن دست بيعت كنم پس هر دو دست او را راست گفتند و اين روايت عارى از صحت است ) ( مؤلف گويد ) يعنى لقب او ذو اليمينين بود . كنيه او هم ابو الطيب ( بعد اين كنيه را متنبى برگزيد ) . گفته شد : چون طاهر درگذشت سپاهيان بعضى از گنجهاى او را غارت كردند .