ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

38

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

فتنه‌جويان و مفسدين از شهر كوچ كردند . يكى از سران جنگجوى شهر محمود بن عبد الجبار بود بحصار دچار شد و لشگر عبد الرحمن بر او سخت گرفت و دليرانه جنگ كرد و او با عده خود ناگزير تن بگريز داد . لشگريان او را تا كوهستان دنبال كردند اتباع او كشته و گرفتار و نابود شدند خود او با چند تن كه زنده ماندند به محل « منث سالوط » پناه برد و باز عبد الرحمن لشگرى بدنبال او فرستاد . جنگ تا سنه دويست و بيست طول كشيد . گروهى از سپاه باز او را دنبال كرد و او دليرانه پايدارى نمود تا آن عده را شكست و منهزم كرد هر چه داشتند بدست او افتاد و پس از پيروزى و غنيمت راه خود را گرفت ناگاه با بقيه سپاه عبد الرحمن روبرو شد طرفين سخت نبرد كردند و چون هيچ يك غالب نشد دست از جنگ كشيدند و هر يكى به طرفى رفتند باز با گروه ديگرى از سپاه عبد الرحمن روبرو شد . نبرد واقع شد و آن گروه منهزم گرديد هر چه داشت بدست محمود افتاد پس از آن بر شهر « مينه » هجوم برد و آن را تملك كرد . هر چه در آن شهر از چهار پا و ذخيره و خواربار بود ربود و آن را بدرود گفت و رو بكشور مشركين نمود . از آن بلاد دژى محكم گرفت و مدت پنج سال و سه ماه در آن قلعه زيست تا آنكه « اذفونش » پادشاه فرنگ با سپاه او را قصد كرد قلعه را گشود و محمود را كشت و هر كه با او بود زنده نماند و آن در سنه دويست و بيست و پنج بود . هر كه در آنجا بود كوچ نمود . در آن سال ابراهيم موصلى مغنى بن ماهان پدر اسحاق بن ابراهيم موصلى وفات يافت او اهل كوفه بود ولى مدتى در موصل اقامت گزيد بدين سبب او را موصلى گفتند . ( ابراهيم بن ماهان و فرزندش اسحاق هر دو ايرانى و موسيقىدان و از مفاخر ايران بلكه جهان بودند هر دو هنرمند و دانشمند بودند . اسحاق هنگام عطا با تمام علما داخل مىشد و عطاى هر يكى از گروههاى مختلف را دريافت مىكرد حتى محدثين و فقها ، پس علاوه بر موسيقى و طرب و شعر و آواز فقيه و عالم بعلوم دين هم بود . )