ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

284

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

در آن سال مستعين تمام املاك معتز و مؤيد را خريد . فقهاء و علماء را گواه نمود كه املاك آنها تماما به حسن بن مستعين فروخته شد به معتز بيست هزار دينار ( زر ) و به مؤيد پنج هزار دينار بهاى املاك را داد . هر دو را هم در جوسق ( معرب كوشك ) حبس نمود و براى بازداشت آن دو عده گماشت قبل از آن هنگامى كه در آغاز خلافت مستعين مردم شوريده بودند تركان خواستند هر دو را بكشند ( مبادا بمقام خلافت برسند و بخونخواهى پدر خود متوكل مبادرت نمايند ) احمد بن خصيب مانع قتل آن شد و گفت هر دو بىگناهند . آنها را حبس كنيد كه حبس كردند . در آن سال موالى و غلامان بر احمد بن خصيب خشم گرفتند تمام اموال او و فرزندش را ربودند و او را به محل « اقريطش » ( جزيره كريت ) تبعيد كردند . در آن سال على بن يحيى ارمنى از مرزبانى بلاد شام معزول و بامارت و ايالت ارمنستان و آذربايجان منصوب شد . و آن در ماه رمضان بود . اهالى حمص بر والى خود « كيلور » شوريدند و او را اخراج كردند . مستعين فضل بن قارن را با لشگر فرستاد شورشيان را گرفت و بسيارى از آنها را كشت و صد تن از اعيان و بزرگان را به شهر سامارا فرستاد . وصيف كه در مرز شام لشگر زده بود به طرف صائفه ( روم ) لشگر كشيد . داخل كشور روم شد و قلعه « فروريه » را گشود . در آن سال مستعين اتامش را بايالت و امارت مصر و مغرب منصوب نمود و او را مقام وزارت شخص خود داد . بغاى شرابى را هم والى « حلوان » و « ماسبندان » و « مهرجان‌قذق » نمود . شامك خادم را رئيس نگهبانان كاخ خود و حافظ سلاح و حارس حرمسراى خويش و مدير كارهاى خاص و او را بر سايرين مقدم نمود . همچنين اتامش بر تمام مردم مقدم و برتر گرديد . محمد بن سليمان زينبى امير الحاج شد . در آن سال محمد بن عمرو در زمان خلافت منتصر حكم كرد ( حكم بتضعيف و تشديد بمعنى گفتن لا حكم الا للّه شعار خوارج و به معنى خروج و انكار خلافت ) و