ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

264

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

نو در اين روزگار كهنه خواهد شد . بيان سيره و رفتار متوكل چنين آمده كه ابو الشمط مروان بن ابى الجنوب گفت : من براى متوكل شعرى خواندم كه در آن هجا و ناسزاى رافضه بود . او مرا امير بحرين و يمامه كرد و چهار خلعت به من داد . منتصر هم به من يك خلعت داد . سه هزار دينار هم بر من نثار كرد و بمنتصر و سعد ايتاخى دستور داد كه دينارها را از زمين جمع كنند و به من بدهند . آنها هم هر چه دستور داد انجام دادند . شعر من هم اين است : ملك الخليفه جعفر * للدين و الدنيا سلامه سلم تراث محمد * و بعد لكم تشقى الظلامه يرجو التراث بنو * البنات و ما لهم فبها قلامه و الصهر ليس بوارث * و البنت لا ترث الامامه ما للذين تخلوا * ميراثكم الا الندامه اخذ الوارثة اهلها * فعلام لومكم علامه لو كان حقكم لما * قامت على الناس القيامة ليس التراث لغيركم * لا و الإله و لا كرامه اصبحت بين محبكم * و المعضين لكم علامه يعنى : سلطنت خليفه كه جعفر باشد براى دنيا و دين سلامت است . ميراث محمد براى شماست و با عدالت شما تباه مىشود . فرزندان دختر بنى فاطمه آرزوى ميراث را مىكنند و حال اينكه به اندازه سر ناخن از آن بهره ندارند از خلافت ) داماد وارث نمىشود و دختر وارث امامت نمىشود ( پيشوا و امام نخواهد بود زيرا مونث است آنانى كه ادعاى ميراث شما را مىكنند بهره جز پشيمانى ندارند