ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
253
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
آنها هم او و فرزندانش را گرفتند . آنها اقرار كردند كه صد و چهل هزار دينار موجود دارند . غير از غله و حاصل و اشجار و اثمار و املاك و ديهها و چيزهاى ديگر . هر چه داشت از او گرفتند و او را زدند و شكنجه دادند و اسفل اعضاء او را فشار دادند تا مرد . فرزندان او هم پس از شكنجه باز اقرار كردند كه هفتاد هزار دينار نقد موجود دارند غير از املاك تمام اموال و املاك آنها را گرفتند و اضافه بر آن از وكلاء و مباشرين او اموال بسيار گرفتند . ( و بخليفه دادند كه عمال خود را بر جان و مال مردم مسلط ميكرد و بعد خود جان و مال آنها را مىگرفت ) در آن سال روميان بر سميساط و سيواس هجوم بردند و كشتند و بسيار اسير گرفتند و غارت نمودند . على بن يحيى ارمنى هم به قصد جنگ و غزا صائفه ( روم ) را قصد كرد . اهالى لولوه هم مدت سى روز از پذيرفتن و راه دادن برئيس خود امتناع كردند . پادشاه روم يك بطريق ( رئيس - قائد - امير ) براى آنها فرستاد و تعهد كرد كه بهر يكى از آنها هزار دينار بدهد كه شهر را به او واگذار كنند . آنها بطريق را از ديوار بالا كشيدند و داخل شهر نمودند و حقوق و ارزاق عقب افتاده خود را دريافت كردند و بعد بطريق را گرفته نزد بلكاجور فرستادند و او هم نزد متوكل روانه كرد و اهالى هم شهر لولوه را تسليم نمودند ، پادشاه روم براى فديه بطريق هزار اسير مسلمان داد . محمد بن سليمان بن عبد الله بن محمد بن ابراهيم امير الحاج شد كه او را زينبى ميگفتند ( زينب بانوى بنى العباس در آغاز كار بود ) . او والى مكه بود . متوكل نسبت بموديان ماليات ارفاق كرد كه جشن نوروز را بتأخير انداخت ( كه در نوروز بايد خراج را بپردازند و چون نپرداختند جشن را تا وصول ماليات معوق داشت ) . او در يازدهم ماه ربيع الاول مطابق هفدهم حزيران و بيست و هشتم ارديبهشت ماه نوروز را جشن گرفت . بحترى ( شاعر مشهور ) چنين گفت :