ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

251

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

و كاخ داد و مبلغ دو هزار هزار ( ميليون ) دينار ( زر ) براى بناى آن خرج كرد . قراء ( قرآن ) را براى افتتاح آن دعوت كرد كه قرآن خواندند و بعد مطربين را احضار كرد نواختند و رقص كردند و بيشتر از دو هزار هزار درهم به آنها صله و انعام داد . آن شهر را متوكليه ناميدند . در آن شهر يك كاخ ساخت كه مانند آن در ارتفاع و بنيان ديده نشده بود . نامش را « لؤلؤه » نهاد . يك نهر آب هم كند چون شروع بحفر نهر نمود كارش پايان يافت كه كشته شد و كار نهر بپايان نرسيد . بعد از آن شهر جديد متوكل ويران شد كه جعفريه ( بنام جعفر كه متوكل بود ) نام داشت . در آن سال زمين لرزه در بلاد مغرب واقع شد . قلاع و خانه‌ها و كاخها و پلها همه ويران شد . متوكل سه هزار هزار درهم به كسانى داد كه بىخانه شده بودند . زلزله هم در لشگرگاه مهدى و مدائن رخ داد . در انطاكيه هم زلزله واقع شد و بسيارى از خلق را كشت . هزار و پانصد خانه ويران شد . نود و اندى برج و بارو از حصار و ديوار شهر ويران شد . در آن زلزله صداهاى مهيب و رعب آور شنيده شد كه قادر بر وصف آنها نبودند . كوه ( انطاكيه ) دو نيم شد و در دريا افتاد . دريا بر اثر سقوط كوه سخت طغيان كرد و از امواج آن بخار و دود سياه برخاست كه بوى بد و متعفن از آن استشمام ميشد و ظلمت و سياهى فضا را گرفت . يك نهر هم فرو رفته كه هيچكس ندانست آن نهر چه شد و آب آن كجا فرو رفت آن نهر يك فرسنگ از شهر دور بود . اهالى « سيس » يك صدا و صيحه هول‌انگيز شنيدند و بسيارى از مردم از شدت آن هلاك شدند و مدتى آن صداى مهيب دوام داشت . سرزمين جزيره هم دچار زلزله شد . همچنين مرزها و طرسوس و اذنه ( اطنه ) شام از آن زلزله در امان نماند . عده كمى از اهل « لاذقيه » نجات يافتند و اهل جبله همه مردند . در آن سال مسناة ( در طبرى مشاش ) چشمه مكه فرو رفت و جوشيد . قيمت هر يك