ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

234

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

انداخته و افروخته شد شهر دچار احتراق و اشتعال و مانع اشتغال جنگجويان بادامه نبرد گرديد . اسحاق بن اسماعيل بن اسحاق ناگزير به شهر بازگشت و ديد آتش كاخ او و هر كه و هر چه در آنجا بود فرا گرفته و سوخته و تا خود جنبيد آتش از هر طرف به او احاطه كرد سپاهيان ترك و مغربى ( سپاه مخصوص افريقا كه بعراق منتقل شده و تحت فرمان بغا قرار گرفته و قبل از او آن سپاه بوده است ) گرداگرد او را گرفتند و بدامش انداختند . او را اسير كردند . فرزندش عمر هم گرفتار شد و هر دو را نزد بغا بردند دستور داد گردن اسحاق را زدند و نعش او را بدار كشيدند . جسد او در كنار رود كر بدار آويخته شد . او پير و كوتاه و احول ( چشم چپ ) و كله‌گنده بود . در شهر تفليس قريب پنجاه هزار انسان سوختند و هر كه از آتش جست اسير شد . يغما گران حتى رخت مردگان را كندند . هر چه اسحاق مال و عيار در شهر « سغدبيل » داشت ، ربودند . « سغدبيل » شهرى بود كه خسرو انو شيروان آن را ساخته بود . اسحاق آن را محكم كرده و اموال و زن خود را در آن دژ استوار قرار داده بود . همسر او كه در آنجا بود ( و اسير شد ) دختر خداوند تخت بود ( پادشاه ) ، آن شهر در قرب و جنت شهر تفليس واقع شده پس از آن بغا زيرك را براى فتح قلعه حرزمان ( در طبرى جردمان آمده ) فرستاد و آن قلعه ميان « برذعه » و تفليس واقع شده بود . زيرك با عده از سپاه خود رفت و آن قلعه را گشود و اسير گرفت . بغا عيسى بن يوسف را قصد كرد او در قلعه « كبيش » از بلوك سلقان بود . قلعه را گشود و عيسى را اسير نمود . ابو العباس را هم گرفت و با او روانه كرد . نام ابو العباس سنباط بن اشوط بود ( در آن زمان ملل غير عرب و غير مسلمان نام و كنيه عربى به خود مىبستند كه تقرب يابند ) . با آن دو شخص معاويه بن سهل بن سنباط را هم اسير كرد و هر سه را از طريق اران روانه كرد .