ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
230
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
در سنه دويست و چهل و شش بسيارى از اهالى صقليه ساكن شهرها و دژها عهد را شكستند . آنها سكنه دژهاى « سطروابلا » و « ابلاطنو » و قلعه « عبد المؤمن » و قلعه « بلوط » و قلعه « ابو ثور » و دژهاى ديگر بودند . عباس لشكر كشيد و با آنها جنگ كرد . سپاه روم منهزم و معدوم و بسيارى از آنها كشته شدند . پس از آن قلعه « عبد المؤمن » و قلعه « ابلاطنو » را قصد و محاصره كرد ناگاه خبر رسيد كه بسيارى از سپاهيان روم وارد شدهاند ناگزير محاصره را ترك و روميان را قصد كرد . در ميدان « جفلودى » جنگ رخ داد و سپاه روم منهزم شد و به شهر « سرقوسه » پناه برد . عباس هم به شهر بازگشت و شهر « قصريانه » را آباد و ترميم و برج و بارو و حصار شهر را محكم و استوار نمود . پادگان دلير هم در آن ديار گذاشت . در سنه دويست و چهل و هفت عباس سوى شهر « سرقوسه » لشكر كشيد . غنايمى بدست آورد بعد از آن راه « غيران قرقنه » را گرفت ولى در همان روز بيمار شد و پس از سه روز درگذشت و آن در سيم جمادى الثانية بود كه در همان محل دفن شد ولى پس از آن روميان قبر او را نبش كردند و نعش او را آتش زدند . مدت امارت و ايالت او يازده سال بود . او در زمستان و تابستان جهاد را ادامه مىداد . بلاد « قلوريه » و « انكبرده » را هم گشود و مسلمين را در آنجا سكنى داد . بيان آغاز كار يعقوب بن ليث در آن سال مردى از اهالى بست بنام صالح بن نضر كنانى بر سيستان غالب و مسلط شد . يعقوب بن ليث هم همراه او بود ولى طاهر بن عبد اللّه بن طاهر امير خراسان سيستان را دوباره گرفت . پس از آن باز در سيستان مردى بنام درهم بن الحسين كه از مجاهدين داوطلب بود بر سيستان غلبه نمود ولى او قادر بر نظم سپاه خويش نبود . سپاه او هم تحت فرمان يعقوب بن ليث بود كه او سالار لشكر محسوب ميشد . چون