ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

224

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

كه او عم زبير بن به كار عالم و فقيه بود ولى از على عليه السلام منحرف بود . و منصور بن مهدى و محمد بن اسحاق بن محمد مخزومى مسيبى بغدادى كه مورد اعتماد و وثوق بود و جعفر بن حرب همدانى يكى از پيشوايان معتزله بغداد بسن پنجاه و نه سال كه علم كلام را از ابو هذيل علاف بصرى آموخته بود وفات يافتند . سنه دويست و سى و هفت بيان قيام اهالى ارمنستان ضد والى خود در آن سال اهالى ارمنستان بر والى خود يوسف بن محمد قيام كردند و او را كشتند . سبب آن واقعه اين بود كه چون يوسف بارمنستان رفت يك بطريق ( امير - مسيحى ) بنام بقراط بن اشوط كه او را بطريق بطارقه مىگفتند ( امير الامراء ) از يوسف امان خواست . يوسف او و فرزندش نعمه را گرفت و نزد خليفه فرستاد . بطريقهاى ارمنستان همه جمع شده و با برادر زاده بقراط بن اشوط متحد شدند و تصميم گرفتند كه يوسف را بكشند . موسى بن زراره كه داماد بقراط يعنى شوهر دخترش بود با آنها موافقت و همراهى كرد . يوسف بر تجمع و قيام آنها آگاه شد ياران او را از اقامت در آن محل نهى كردند و او نپذيرفت و در محل ماند . چون زمستان آمد و برف و باران نازل شد آنها از هجوم خوددارى و مكث نمودند تا آنكه فصل نزول برف گذشت آنها لشكر كشيدند و يوسف را در آنجا محاصره نمودند او هم از شهر خارج شد و با آنها نبرد كرد او و اتباع او را كشتند ، هر كه هم در نبرد شركت نكرد به او گفتند : رخت خود را بكن و بگذار و برو كه جان خود را نجات دهى هر كه زنده ماند لخت بود . آنها پا برهنه و عريان راه را پيمودند و بسيارى از آنها از شدت سرما هلاك شدند . بسيارى هم انگشتهاى خود را