ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

213

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

دويست و سى و پنج وفات يافت او يك پيشواى مورد اعتماد و وثوق بود پدرش در روايت حديث ضعيف محسوب مىشد . اسحاق بن اسماعيل طالقانى و يحيى بن ايوب مقابرى ( او در گورستان اقامت و عبادت مىكرد بدين سبب مقابرى نسبت بجمع مقبره معروف شد ) و ابو بكر بن ابى شيبه و ابو الربيع زهرانى ( يكى از علماء بزرگ اهل سنت و در صف پيشوايان مذاهب چهارگانه بشمار مىرفت ) وفات يافتند . سنه دويست و سى و پنج بيان قتل ايتاخ پيش از اين اشاره نموديم كه اختلاف او با متوكل چگونه و سبب حج و دورى او چه بود . چون او وارد بغداد شد متوكل باسحاق بن ابراهيم نوشت كه او را دستگير و حبس كند . متوكل ( براى اغفال او ) در عرض راه خلعت و هديه فرستاده بود و چون نزديك بغداد رسيد اسحاق بن ابراهيم باستقبال او رفت و گفت : امير المؤمنين دستور داده كه تو هنگام ورود ببغداد در كاخ خزيمة بن خازم اقامت كنى و بنى هاشم و بزرگان قوم همه بديدن و تكريم و تعظيم تو بيايند چون اسحاق به او رسيد خواست پياده شود ( باحترام او چنان كه نسبت بر حال بزرگ معمول بود ) ايتاخ به او سوگند داد كه پياده نشود و او هم قبول كرد . عده غلامان و همراهان او سيصد تن بودند . چون بدر كاخ خزيمه رسيد اسحاق بر در كاخ ايستاد و گفت : خداوند امير را نيك بدارد داخل شو . چون او داخل شد اسحاق اتباع و غلامان او را از ورود منع نمود . عده نگهبان بر در گماشت . چون ايتاخ آن وضع را ديد گفت : كردند آنچه را خواستند و اگر در شهرى غير از بغداد