ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
21
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
گرانترين مرواريدها بر او نثار كرد . مأمون دستور داد كه آن نثار را جمع كنند و به خود بوران اهدا نمايند . آنگاه بعروس گفت : هر حاجتى كه دارى از من بخواه مادر بزرگش گفت : به سيد خود ( خواجه آقا ) بگوهر حاجتى كه دارى و از او درخواست كن كه او به تو امر كرده كه تو خواهش كنى . بوران از مأمون درخواست كرد كه از ابراهيم ( عم او كه خليفه شد و شرح حال او گذشت ) عفو كند و خشنود باشد . او گفت : عفو مىكنم . و نيز از او درخواست كرد كه بزبيده مادر امين ( خليفه مخلوع و مقتول ) اجازه حج بدهد او اجازه داد ام جعفر ( زبيده ) جامه اموى كه ( از بنى اميه ربوده شده بود ) و مرواريد دوز بود به او ( بوران ) خلعت داد . مأمون در همان شب عروسى را انجام داد ( جشن آن عروسى در تاريخ عالم مانندى نداشت ) . در آن شب يك شمع افروخته شد كه چهل من عنبر در آن به كار رفته و نهفته بود . مأمون نزد حسن هفده روز ماند . براى پذيرائى مامون و تمام همراهان همه چيز فراهم كرده بود . به تمام فرماندهان و امرا و افسران بر حسب مرتبت و منصب خود خلعت و مركب و جايزه داد . بهر يكى نيز قباله يك ملك شش دانگ بخشيد كه بهر يكى از امراء يك ده رسيد و آنها تصرف نمودند . بيان لشكر كشى عبد الله بن طاهر بمصر در آن سال عبد اللّه بن طاهر بمصر رفت و آن را گشود . علت لشكر كشى او اين بود كه در آن زمان عبيد اللّه تمرد و بر مصر غلبه كرده بود . عده و از مردم اندلس ( اسپانى كه تحت امارت بنى اميه بود ) هم شهر اسكندريه را گرفتند . عبد اللّه بن طاهر تا آن زمان بجنگ نصر بن شبث مشغول بود چون كار او را پايان داد راه مصر را گرفت .