ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
175
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
فرستاد . حارث بن يزيغ را هم فرمانده نمود باضافه چند سالار همراه او . در محل « برجه » جنگ رخ داد و بسيارى از اتباع موسى كشته شدند . پسر عم موسى هم بقتل رسيد . حارث ( با لشكر خود ) سوى محل « سرقسطه » بازگشت . موسى فرزند خود الب بن موسى را ( با عده ) بميدان « برجه » فرستاد حارث بازگشت و او را محاصره كرد و پس از جنگ « برجه » را كشور و الب بن موسى را كشت . پس از آن موسى را در محل خود قصد نمود موسى امان خواست به شرط آنكه از شهر خارج شود . به او امان داد و او « ارنيط » را قصد نمود . حارث هم بطلب او كوشيد . « ارنيط » را قصد و او را محاصره كرد موسى بيكى از پادشاهان اندلس كه كافر بود پيغام داد و از او مدد خواست هر دو بر جنگ حارث متحد شدند . براى او كمين گذاشتند و در محل موسوم به « بلمسه » سوار و پياده در كمين گاه مخفى نمودند . چون حارث بنهر رسيد ، عده از كمينگاه خارج شده به او احاطه نمودند . جنگى سخت واقع شد و ضربت شمشير بر وى حارث اصابت كرد و يك چشم او كور شد او را با همان حال گرفتار كردند . چون عبد الرحمن خبر آن واقعه را شنيد سخت پريشان و نگران گرديد . يك سپاه عظيم تجهيز و فرزند خود محمد را بفرماندهى آن منصوب و بجنگ موسى روانه كرد و آن در سنه دويست و بيست و نه و ماه رمضان بود . محمد سوى محل « ينبلونه » لشكر كشيد در آنجا بسيارى از مشركين را كشت غرسيه هم بقتل رسيد . باز هم موسى علم طغيان و عصيان بر عبد الرحمن را برافراشت و باز عبد الرحمن سپاه ديگرى كه عظيم بود براى جنگ او فرستاد چون موسى وضع و حال را بدان گونه ديد درخواست صلح نمود و اجابت شد . از او گروگان خواسته شد فرزندش اسماعيل را داد . ايالت « تطليه » را دوباره به او واگذار كردند موسى سوى آن شهر رفت و مخالفين خود را اخراج كرد و زمام امور را در دست گرفت .