ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

173

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

هجوم آورده‌اند ناگزير تن بگريز دادند و شهر بدست مهاجمين مسلمان افتاد . در آن سال شهر « مسكان » هم گشوده شد . در سنه دويست و بيست و هشت ابو الاغلب عباس بن فضل با لشكر « شره » را قصد كرد اهالى شهر با او سخت نبرد كردند ولى آخر الامر روميان گريختند و ميان ده هزار كشته باقى گذاردند . از مسلمين فقط سه تن كشته شدند ( موجب تعجب است ) . در « صقليه » ( سيسيل ) قبل از آن مانند آن واقعه رخ نداده بود . در سنه دويست و سى و دو فضل بن جعفر شهر « مسين » را محاصره كرد . اهالى شهر بطريق صقليه را با نامه آگاه كردند و از او يارى خواستند . او هم اجابت كرد و به آنها نوشت كه علامت رسيدن من اين باشد كه سه شب آتش بر قله كوه افروخته شود . اگر آتش را ديديد روز چهارم منتظر رسيدن من باشيد كه ما و شما از دو طرف بر مسلمين هجوم خواهيم كرد آن هم ناگهانى و بطور غافلگيرى . فضل بر راز آنها آگاه شد و خود زودتر كسانى فرستاد كه بر قله كوه آتش افروختند چون اهالى مسين ديدند سه شب متوالى آتش روشن شده آماده كارزار و حمله ناگهانى شدند ولى فضل هشيار و آماده كار بود . براى آنها كمين گذاشته و دستور داده بود كه هنگام حمله اهالى شهر سپاهيانى كه شهر را محاصره كرده بودند با خدعه منهزم شوند و مهاجمين را سوى كمين گاه بكشند . روز چهارم اهالى « مسين » از شهر خارج شده و بر مسلمين هجوم بردند . مسلمين بر حسب دستور گريختند و روميان مهاجم را دنبال خود كشيد تا از كمين گاه گذشته ناگاه كمين ظاهر شد و مسلمين ظاهرا گريخته برگشتند و آنها را ميان گرفتند و شمشير را به كار بردند . همه اهالى شهر براى جنگ خارج شده بودند جز عده غير قابل شمار كسى نجات نيافت آنها هم امان خواستند كه خود و خانواده و مال آنها در امان باشند تا شهر را تسليم مسلمين كنند . امان گرفتند و شهر را تحويل دادند . در آن سال مسلمين در شهر « طارنت » اقامت گزيدند . آن شهر در سامان « انكبرده » واقع شده در سنه دويست و سى و سه ده دسته كشتى جنگى حامل جنگجويان