ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
171
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
واثق براى جنگ آنها رجاء بن ايوب حضارى را فرستاد . آنها در محل « مرج راهط » تجمع كرده بودند . رجاء هم در محل « دير مران » لشكر زد آنها را بتسليم و اطاعت دعوت كرد و آنها خوددارى و تمرد نمودند . رجاء به آنها اعلام كرد كه روز دوشنبه در ميدان « دومة » جنگ را آغاز خواهد كرد . چون روز يكشنبه رسيد بسيارى از آنها پراكنده شدند رجاء ( با عده خود ) رسيد در حالى كه بعضى از آنها به محل « دومه » رفت و برخى براى كار خود دور شده بودند . رجاء با آنها جنگ كرد و آنها گريختند و عده هزار و پانصد تن از آنها كشته شدند خود هم سيصد تن كشته داد . قائد آنها ابن بيهس هم گريخت و دمشق آرام شد . بعد از آن رجاء راه فلسطين را گرفت كه با ابو حرب مبرقع جنگ كند . با او جنگ كرد و او را گرفت چنان كه خبر او گذشت . بيان حوادث در آن سال بشر بن حارث پارساى معروف بحافى ( پا برهنه ) در ماه ربيع الاول وفات يافت . همچنين عبد الرحمن بن عبد اللّه بن محمد بن حفص بن عمر بن موسى بن عبيد اللّه بن معمر تيمى معروف بابن عائشه بصرى . علت اينكه فرزند عائشه معروف شده بود اين است كه او از اولاد عائشه دختر طلحه بود . پدرش عبيد اللّه يك سال پس از مرگ فرزند درگذشت . اسماعيل ابن ابى اويس كه در سنه صد و سى و نه متولد شده بود و احمد بن عبد اللّه بن يونس و ابو الوليد طيالسى و هيثم بن خارجه در گذشتند . در آن سال عبد الرحمن امير اندلس سپاهى بكشور دشمن فرستاد . چون سپاه او به محل ميان « اربونيه » و « شركانيه » رسيد . روميان تجمع كرده و بر آنها شبيخون زده از هر طرف احاطه نمودند . تمام مدت شب را جنگ كردند و چون صبح شد خداوند مسلمين را نصرت داد و دشمن را